|
نوع مطلب: قطعه ادبی ـ به قلم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یا لیتنی کنت معکم یعنی ...
"یالیتنی کنت معکم"(1) یعنی اگر در عصر حسین بودم با حسین بودم...
"یالیتنی کنت معکم" یعنی شب عاشورا زیر خیمه حسین بودم، نه زیر خیمه دشمنان، و نه جز پیمانشکنان ، و نه از جداشدگان... "یالیتنی کنت معکم" یعنی روز عاشورا جانبازی میکردم؛ آنگونه که اگر هزار بار تکهتکه میشدم و تکهتکههایم را میسوزاندند و را دوباره زندگی مییافتم ، باز هم خود را در برابر تیرها و تیغهایی قرار می دادم که حسین و آل حسین را نشانه رفته بود...(2) * * * "یالیتنی کنت معکم" یعنی اینک که در عصر حسین نیستم هم با حسین باشم... "یالیتنی کنت معکم" یعنی هر روز را عاشورا ببینم و هر جا را کربلا ... "یالیتنی کنت معکم" یعنی مراقب باشیم که در لحظه لحظه حیاتمان در کدامین خیمهایم؛ زیر خیمه حسین؟ یا زیر خیمه دشمنان و پیمانشکنان و جداشگان؟ * * * "یالیتنی کنت معکم" زیر خیمه دشمنان نباشم ... یعنی عمری را با کمفروشی و رباخواری و نزول روزگار نگذرانم به امید این که با دادن روغن و برنجی به هیئت، گناهانم را خواهم شست؛ که حسین(ع) اگر اهل صلح با دشمنان خدا و جنگندگان با رسول(3) بود با یزید و عبیدالله مصالحه میکرد... "یالیتنی کنت معکم" یعنی خدا را ناظر بر اعمالم ببینم ؛ یعنی دروغ، رونق بازارمان نباشد و ورشوه، عادت ادارهمان ... یعنی ناموس مردم را ناموس خودمان بدانیم ... یعنی از اموال همسایه چنان محافظت کنیم که از اموال خودمان... "یالیتنی کنت معکم" یعنی دلم با دیدن اشک کودکان خیابانی بلرزد... یعنی وجدانم با دیدن زنان و مردانی که نیمکتهای پارک، خانهشان است به درد آید... یعنی بر شکمبارگی ثروت اندوزان و گرسنگی تهیدستان صبر نیاورم(4)... * * * "یالیتنی کنت معکم" یعنی زیر خیمه پیمانشکنان نباشم؛ آنان که در عهد الست خدا را رب خویش خواندند اما عهد شکستند به بندگی شیطان در آمدند؛ آنانکه خیانت عادت روزمره زندگیاشان است و غیبت و و تهمت قوت غالب سفرههایشان... "یالیتنی کنت معکم" یعنی زیر خیمه حسینیان باشیم آنانکه خدا را رب خویش خواندند و سپس در راه او استقامت کردند؛ تا آنکه ملایکه برآنان نازل شدند و مژدهشان دادند که: "زین پس نه اندوهی بر شماست و نه هراسی(5)...
* * * "یالیتنی کنت معکم" یعنی از جداشدگان نباشم؛ آنانکه با حسین راهی شدند و با حسین رسیدند، اما با حسین نماندند و راه از او کج کردند ... و حسرت و ندامت رفیق زندگیشان شد تا ابد... "یالیتنی کنت معکم" یعنی تا آخر با حسین باشم؛ با حسین راهی شوم با حسین برسم و با حسین بمانم، تا آخر راه ... "یالیتنی کنت معکم" یعنی پیمان بستن و پیمان نشکستن... و تا آخر با حسین ماندن... و برای ماندن، باید بهای همراهی را داد؛ گاه با خون تن و گاه با خون دل... * * * و بنگر ای خواهر و برادرم که زیر کدام خیمهای؟ خیمه حسین یا خیمه دشمنان... و در کدام جمعی؟ در جمع حسینیان یا در جمع پیمانشکنان... و در کدام قبیلهای؟ در قبیله همراهان یا در زمره جداشدگان... * * * " یالیتنی کنت معکم" یعنی مراقبه که در لحظهلحظه حیاتم زیر خیمه تو باشم ... ای حسین... عاشورای 1433 ـ 15 آذر 1390 ـــــــــــــــــــــــــ پینوشتها : 1. بخشی از زیارت امام حسین(ع) به این معنا که: "ای کاش در عاشورا و کربلا با شما شهداء بودم". 2. برگرفته از سخنان حماسی «زهیر بن القین البجلی» در شب عاشورا. 3. در آیه 279 سوره مبارکه بقره، رباخواری به منزله جنگ با خدا و رسولش اعلام شده است. 4. برگرفته از خطبه سوم نهج البلاغه. 5. تضمینی از آیه 13 سوره مبارکه احقاف.
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 23:56  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: پاسخ به سؤال یک خواننده ـ به قلم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پیشنهاد منابعی برای درس سمینار انقلاب اسلامی آقا یا خانم "دیبا" در پیامی به این وبلاگ از من پرسیده است: «اگر برایتان ممکن است یک سری منبع برای درس سمینار انقلاب اسلامی و نظریه های جدید در علم سیاست به من معرفی کنید». در پاسخ به ایشان، درباره درس سمینار انقلاب اسلامی دو دسته کتاب زیر را معرفی میکنم: الف) کتب عمقی (تحلیل فلسفه و خاستگاه انقلاب اسلامی): 1. ولایت فقیه، امام خمینی(ره). 2. انديشههاى فقهى - سياسى امام خمينى، كاظم قاضىزاده. 3. انديشه سياسى در اسلام معاصر، حميد عنايت (ترجمه بهاء الدين خرمشاهى). 4. انديشه سياسى آيت الله شهید مطهرى، دکتر نجف لکزايى 5. حكومت اسلامى و ولايت فقيه، آيت الله مصباح يزدى. 6. حكومت دينى، احمد واعظى. 7. دين و دولت در ايران، حامد الگار (ترجمه ابوالقاسم سرى). 8. رهيافتى بر مبانى مكتبها و جنبشهاى سياسى شيعه در 100سال اخير، مظفر نامدار 9. مجموعه صحيفه امام، امام خمينى(ره). 10. مجموعه صحيفه ولایت، آیت الله خامنهای. 11. حاكميت در اسلام، سيدمحمدمهدى موسوى خلخالى. 12. ولايت فقيه؛ ولايت فقاهت و عدالت، آيت الله جوادى آملى. 13. ولاية الفقهاء فى عصر الغيبة، آیت الله لطفالله صافى گلپايگانى. 14. بنياد فلسفه سياسى در ايران، موسی نجفى. 15. مجموعه مقالات كنگره امام خمينى و حكومت اسلامى.
ب) کتب مطالعه موردی انقلاب اسلامی: 1. پیرامون انقلاب اسلامی، آيت الله شهید مطهری. 2. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، دو جلد از انتشارات اطلاعات. 3. انقلاب اسلامی و انقلاب های جهان، قدرت الله بهرامی ـ مهدی نظرپور. (خلاصه این کتاب در وبلاگم موجود است؛ مثل: http://amniyyat.blogfa.com/8801.aspx http://amniyyat.blogfa.com/8802.aspx http://amniyyat.blogfa.com/8803.aspx http://amniyyat.blogfa.com/8804.aspx و ...) 4. مجموعه کتب خاطرات، آیت الله هاشمی رفسنجانی. 5. عقاب و شیر (تراژدي روابط ايران و امريكا)، جيمز بيل (ترجمه دكتر حميد احمدي). 6. پشت پرده تخت طاووس، مينو صميمي (ترجمه دكتر حسين ابوترابيان). 7. پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی، (ترجمه دکتر حسین ابوترابیان). 8. مقاومت شكننده (تاريخ تحولات اجتماعى ايران از صفويه تا سالهاى پس از انقلاب اسلامى)، جان فوران (ترجمه احمد تدين). 9. ايران بين دو انقلاب؛ از مشروطه تا انقلاب اسلامى، يرواند آبراهاميان (ترجمه كاظم فيروزمند، حسن شمس آورى و محسنمديرشانهچى). 10. پژوهشى در تاريخ معاصر ايران (برخورد شرق و غرب در ايران)، مريم مير احمدى. 11. رهيافت نظري بر انقلاب اسلامي، عبدالوهاب فراتي (مجموعه مقالات). 12. من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعود انصاری. 13. اندیشه سیاسی امام خمینی، عبدالوهاب فراتی. 14. انقلاب اسلامی؛ چالشها و بحرانها، عبدالوهاب فراتی. 15. درآمدی بر ریشه های انقلاب، عبدالوهاب فراتی. 16. بحران، هامیلتون جردن (ترجمه محمود مینا). 17. مجموعه اسناد لانه جاسوسی آمریکا، دانشجویان پیرو خط امام. 18. زماني غير از زمانها، ليلی عشقی (ترجمه احمد نقيبزاده). 19. نهضت امام خمینی(ره)، سید حمید روحانی زیارتی. 20. فوکو و انقلاب اسلامی، رضا رمضان نرگسي.
+ نوشته شده در جمعه 20 آبان1390ساعت 17:20  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: خبر ـ به قلم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترجمان عترت شامل: نوشتهها و سخنان امام خمینی(ره) درباره اهل بیت(ع) و گزیدهی بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) کتاب جدیدم با عنوان ترجمان عترت(شامل گزیدهای از نوشتهها و سخنان امام خمینی(ره) درباره اهل بیت (ع) و گزیدهی بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام) منتشر شد. این کتاب از سوی "مؤسسه فرهنگی ـ هنری ابناءالرسول(ص) تهران" وابسته به مجمع جهانی اهل بیت(ع) و به مناسبت "پنجمین اجلاس مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) " ـ که در شهريورماه امسال در تهران برگزار شد ـ منتشر گردید. کتاب «ترجمان عترت» کوشیده تا با بهرهگیری از بیانات دو رهبر جمهوری اسلامی، خطوط اصلی حرکت مجمع جهانی اهل بیت(ع) و مجامع، مراکز، مؤسسات و رسانههای وابسته با آن را روشن سازد.
این کتاب دو فصل دارد؛ در بخش اول از فصل نخست این کتاب به موضوع پیامبر(ص) و عترت(ع) در کلام امام خمینی(ره) پرداخته شده و در بخش دیگر این فصل آموزههای عترت در بیانات امام خمینی(ره) مورد توجه قرار گرفته است.
فصل دوم این کتاب نیز شامل دو بخش است؛ بخش اول مجمع جهانی اهل بیت(ع) در کلام مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش دوم به موضوع آموزههای عترت(ع) در بیانات رهبر معظم انقلاب پرداخته شده است.
فهرست این کتاب به شرح زیر است:
ــ مقدمه ــ فصل اول؛ گزیدهای از نوشتهها و سخنان امام خمینی(ره) درباره اهل بیت(ع)
ـ فصل دوم؛ گزیده بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجمع ــ فهرست نمایه ها ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتاب های این نویسنده: ۱. چهارده روضه صحیح برای سوگ محرم و صفر ؛ قم: انتشارات سنابل ؛ چاپ اول: ۱۳۸۹ ۲. بیداری اسلامی ؛ قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ؛ چاپ اول: ۱۳۹۰ ۳. ترجمان عترت ؛ تهران: مؤسسه فرهنگی ـ هنری ابناءالرسول(ص) ؛ چاپ اول: ۱۳۸۷ (شمارگان محدود) ـ چاپ دوم: ۱۳۹۰ ۴. اطلس جمعیت شیعیان ؛ (در دست نشر)
+ نوشته شده در جمعه 20 آبان1390ساعت 15:12  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: خبر ـ به قلم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بیداری اسلامی در بهار انقلابهای عربی داستانش طولانی است ـ و اگر وقت کنم آن را هم برایتان خواهم نوشت ـ اما کتاب جدیدم با عنوان بیداری اسلامی در بهار انقلابهای عربی از سوی "دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم" و "سازمان تبلیغات اسلامی" در آغاز ماه مبارک مضان منتشر شد. این کتاب که به عنوان یکی از مجموعه کتابهای "ره توشه راهیان نور" در اختیار مبلغان ماه مبارک رمضان قرار گرفته است ضمن محور قرار دادن «بیداری اسلامی» در جهان اسلام کوشیده تا اخبار و تحولات مربوط به خیزشهای اسلامی را که از زمستان سال گذشته آغاز شده مورد بررسی قرار دهد. این کتاب هفت فصل دارد؛ فصل اول به «تاریخ معاصر تفرقه امت اسلام و ایجاد مرزهای ملی استعماری» پرداخته؛ فصلهای دوم تا ششم به ترتیب تحولات مربوط به «تونس، مصر، بحرین، لیبی و یمن» را مورد توجه قرار داده؛ فصل هفتم «پیامها و سخنان مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید» را گرد آورده است؛ و در پایان این اثر نیز «دلایل عام و خاص خیزش در کشورهای عربی» مورد بررسی قرار گرفته است. کتاب «بیداری اسلامی در بهار انقلابهای عربی» با شمارگان 15000نسخه در 264 صفحه با قیمت 3000 تومان به همت "معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزهی علمیه قم" و "سازمان تبلیغات اسلامی" منتشر شده است. شایان ذکر است که در تدوین فصول دوم تا هفتم این کتاب، اخبار و تحلیل های منتشره در خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا در 5 ماه گذشته محور قرار گرفته است. فهرست این کتاب به شرح زیر است: ــ مقدمه آقای زادهوش ــ مؤلف ــ فصل اول؛ تاریخچه معاصر تفرقه امت اسلام و ایجاد مرزهای ملی استعماری ــ فصل دوم؛ خیزش اسلامی مردم در تونس ــ فصل سوم؛ خیزش اسلامی مردم در مصر ــ فصل چهارم؛ خیزش اسلامی مردم در بحرین ــ فصل پنجم؛ خیزش اسلامی مردم در لیبی ــ فصل ششم؛ خیزش اسلامی مردم در یمن ــ فصل هفتم؛ سخنان رهبر انقلاب و بیانیههای مراجع تقليد درباره بيداري اسلامي ــ نتیجه؛ دلایل خیزش اسلامی در کشورهای عربی ــ منابع و مآخذ چاپ اول این کتاب هماکنون به وسیله «مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم» و در تیراژ ۱۵000 نسخه به زیور طبع آراسته شده است. هر کس دوست داشت، برای اطلاعات بیشتر میتواند با تلفن ناشرم 09125511401 (آقای نقوی) تماس بگیرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 16:44  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: خبر و تحلیل ـ نوشته: جواد امامی و خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از نامه به آیت الله سیستانی برای معامله درباره بحرین، تا حمایت از طرح سعودی صهیونیستی در اسقاط نظام سوریه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بازی مرموز اردوغان ... نخستوزیر تركیه طی نامهای به مرجع عالی شیعیان در عراق، مسائلی را درباره تحولات جاری منطقه، بویژه انقلاب مردم مظلوم بحرین، را با ایشان مطرح کرد. بنا بر اعلام منابع آگاه، دفتر «حضرت آیتالله العظمی سیستانی» در نجف اشرف روز پنجشنبه میزبان یك هیئت از سفارت تركیه در بغداد بود. این هیئت تركی حامل یك نامه به خط شخص «رجب طیب ارودغان» نخستوزیر تركیه برای آیتالله سیستانی بود. اردوغان در این نامه به بررسی تحولات جاری در منطقه، بویژه آنچه كه اكنون در بحرین در جریان است، پرداخته و موضع خود در قبال آنها را روشن كرده است. تلاش ترکیه برای ایفای نقش در بحران بحرین در حالی است که این کشور بر خلاف انتظار در بحران سوریه و آتشی که در این کشور از سوی آمریکا، اروپا، سعودی و اسرائیل روشن شده است، فریب توطئه آنان را خورده و در کنار قدرتهای غربی علیه نظام مستقل سوریه صفآرایی کرده است. گرچه تمامی سیاستهای سوریه مورد تأیید ایران نیست و جمهوری اسلامی از حاکمان این کشور خواسته است که به مطالبات برحق مردم خود گوش فرا دهند و رضایت آنان را فراهم سازند، اما همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند ایران از انقلابی که آمریکا و کفار آن را ایجاد کرده باشند حمایت نمیکند. رفتارهای متناقض و سؤالهای بیپاسخ اما اکنون درباره تحرکات اردوغان این سؤالات مطرح است که: ترکیه به دنبال چیست؟ آیا واقعاً آنگونه که برخی فکر میکنند ترکها با چشمپوشی از برخی منافع زودگذر، حامی ملتهای مستقل شدهاند و در کنار نیروهای مقاومت اسلامی، برای شکلگیری خاورمیانه جدید اسلامی تلاش میکنند؟ یا اینکه همه این مسائل برای به اصطلاح منافع ملی ترکیه و احیای "امپراطوری نوین عثمانی" است؟ آیا باید "نامه اردوغان به آیت الله سیستانی" و "خروش او علیه رئیس رژیم صهیونیستی در اجلاس داووس" و "اعزام کشتیهای آزادی به غزه" را باور کرد و یا "روابط گرم او با آمریکا" و "پایگاه نظامی دادن به اسرائیل" و "عضویت در ناتو" و "همراهی با طرح بندر بن سلطان در سوریه" را ؟! واقعیت چیست؟ واقعیت این است که ترکیه نه تنها هیچ تعهدی به حضور در کنار ملتهای مستقل و نیروهای مقاومت اسلامی ندارد؛ بلکه فقط به فکر منافع خود است تا از طریق افزایش قدرت اقتصادی و نظامی به ایفای نقش بیشتر در تحولات منطقه پرداخته و به آرزوهای بلندپروازانه خود دست یابد؟ اگر جز این است، چطور ممکن است مردی که بیشترین روزهای یک دهه اخیر را صرف بهبود رابطه با «بشار اسد» رییس جمهور سوریه کرده است، ناگهان با صهیونیستها و سعودیها همراه شده و حتی در خاک خود از کنگره مخالفان اسد میزبانی کند؟ و چطور ممکن است تا آنجا پیش رود که آنکارارسماً تهدید به حمایت از صدور قطعنامه علیه بشار در شورای امنیت کند؟ حرکتی که تا چند ماه پیش احتمال وقوع آن به ذهن هیچ کس هم خطور نمی کرد. و اما بحرین در ماجرای بحرین نیز به نظر میرسد که ترکیه به دنبال گرفتن امتیاز از کشورهای منطقه در ازای حمایت از مردم مظلوم این کشور است. شاهد آنکه برخی منابع خبری فاش کردذند که مدتی پیش در دیدار وزیر خارجه ترکیه با «نوری المالکی» نخستوزیر عراق، اردوغان برای نوری مالکی چند شرط گذاشته بود و اعلام کرده بود که تنها در صورت عمل به آنهاست که ترکیه در کنار ایران و عراق از حقوق مردم مظلوم بحرین حمایت خواهد کرد. اما ظاهراً کند این شروط آنقدر غیرمنطقی بوده است که مالکی آنها را "ناعادلانه" و "غیر منصفانه" خواند و رد کرد. اینک باید پرسید که چه شده است که ترکیه دوباره به فکر بحرین افتاده و با دور زدن دولت عراق، برای آیت الله سیستانی نامه ارسال میکند؟ ترکیه بداند ... ظاهراً حرف دل اردوغان و یارانش همان چیزی است که «آقای عبد الله گل» رییس جمهور ترکیه گفته است و آن اینکه «باد تغيير و تحول در خاورميانه وزيدن گرفته است» پس چه بهتر که دولتمردان ترکیه از این شرایط بهترین استفاده را ببرند!! خواه به قیمت تغییر موضع در برابر سوریه باشد و خواه به قیمت کنار گذاشتن شعارها و ادعاهای سالهای طولانی در خصوص حجاب و اخلاق در ترکیه!!! و شاید لازم است که کلاه خود را به احترام «نجم الدين اربكان» پدر اسلامگرایی نوین ترکیه برداریم که مدتی قبل از مرگش با لحني تلخ درباره عبدالله گل و اردوغان گفت: "آنها در حال حاضر ندانسته آب به آسياب قدرتهاي نژادپرست صهيونيستي و امپرياليستي دنيا ميريزند و از نظام ناعادلانه صهيونيستي ـ غربي آنان حمايت ميكنند". اما نکتهای که دولتمردان ترکیه باید به آن توجه داشته باشند این است که اینک مردم کشورهای منطقه واقعاً بیدار شدهاند و تفاوت میانجیگران مصلح و خیرخواه با میانجیگران فرصتطلب و سودجو را بخوبی میدانند. ترکیه ابتدا باید موضع خود را به درستی روشن کند و بگوید که چرا روابط با صهیونیستهای آدمکش را با دست پس میزند و با پا پیش میکشد؟ و چرا با مخالفان دولت سوریه که با تحریک غرب و با پول وهابیت به دنبال تغییر اوضاع در سوریه که به نفع رژیم صهیونیستی هستند همخوانی میکند؟ سخن آخر و کلام اخر اینکه مسؤولان سیاست خارجی کشورمان باید با در دست گرفتن ابتکار عمل، فرصت مانور را از فرصتطلبان بگیرند. جمهوری اسلامی ایران همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای گفتند از همه حرکتهای مردمی و اسلامی در منطقه حمایت می کند مگر جایی که آمریکا پشت پرده آن باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه 7 تیر1390ساعت 15:59  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: خبر و تحلیل ـ تنظیم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دفاعی از ساحت مقدس امام هادی سلام الله علیه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی خبرساز سوتی میدهد ... در حالی که برخی جریانات ضد دینی در دو ماه گذشته اقدام به هتک حرمت حضرت امام هادی ـ علیه السلام ـ نموده و در این زمینه به خیالپردازی و خبرسازی نیز متوسل شدهاند، ناآشنایی آنان با معارف اسلامی و نیز شخصیتهای جهان اسلام موجب خنده و تمسخر شده است.
در آخرین اقدام از این دست، خبری به نقل از روزنامه عکاظ عربستان ساخته و ادعا شده است که «عبدالعزیز آلالشیخ» در نماز جمعه هفته گذشته در حضور صدها هزار زائر مسجدالحرام، گفته است: "نسل امامان شیعه بعد از امام نهم به پایان رسیده است و امام هادی(ع) ـ نعوذ بالله ـ شرعا متعلق به امام نهم نیست!!".
این در حالی است که اگر شیطان اندک هوشیاری و عقلی برای سازنده این خبر باقی گذاشته بود، وی میتوانست با جستجویی مختصر در اینترنت بفهمد که اصولاً آلالشیخ امام جمعه مسجدالحرام نیست بلکه در "مسجد تركي بن عبدالله" در رياض نماز جمعه میخواند؛ ثانیاً وی در یک ماه گذشته از ریاض خارج نشده و در مکه خطبه نخوانده است؛ و ثالثاً چنین شخصیتی هیچگاه با طرح چنین موضوعات سخیفی درباره امامان اهلبیت(ع) که مورد احترام جمیع فرقه ها و طوایف اسلامی هستند خود را مضحکهی خاص و عام نکرده و به جایگاه دنیوی خود لطمه نمیزند.
برای درک بیشتر کذب این خبر، فهرستی از نماز جمعه سه هفته گذشته در مکه و ریاض، آنهم به نقل از سایت روزنامه عکاظ به خوانندگان ابنا تقدیم میشود:
نماز جمعههای آلالشیخ:
1. شماره 3625 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 17 جمادی الثانیه 1432 (20 مي 2011) ـ در مسجد امام تركي بن عبدالله در ریاض ـ به امامت «عبدالعزیز آلالشیخ» مفتي عام سعودی ـ با موضوع "لزوم اصلاحات در امت اسلامی": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110521/Con20110521420980.htm
2. شماره 3632 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 24 جمادی الثانیه 1432 (27 مي 2011) ـ در مسجد امام تركي بن عبدالله در ریاض ـ به امامت «عبدالعزیز آلالشیخ» مفتي عام سعودی ـ با موضوع "لزوم تواضع علماء": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110528/Con20110528422636.htm
3. شماره 3639 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 1 رجب 1432 (3 ژوئن 2011) ـ در مسجد امام تركي بن عبدالله در ریاض ـ به امامت «عبدالعزیز آلالشیخ» مفتي عام سعودی ـ با موضوع "هشدار نسبت به پدیده پولشویی": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110604/Con20110604424183.htm
نماز جمعههای مسجدالحرام:
1. شماره 3625 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 17 جمادی الثانیه 1432 (20 مي 2011) ـ مسجد الحرام در مکه ـ به امامت «شيخ عبد الرحمن السديس» ـ با موضوع "فتنه در امت اسلامی": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110521/Con20110521421086.htm 2. شماره 3632 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 24 جمادی الثانیه 1432 (27 مي 2011) ـ مسجد الحرام در مکه ـ به امامت «شيخ صالح آلطالب» ـ با موضوع "تروریستها چهره سلفیون را تخریب کردهاند": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110528/Con20110528422635.htm
3. شماره 3639 روزنامه عکاظ ـ خبر نماز جمعه 1 رجب 1432 (3 ژوئن 2011) ـ مسجد الحرام در مکه ـ به امامت «دكتر أسامة بن عبدالله خياط» ـ با موضوع "دوری از دين موجب مشکلات روحی است": http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20110604/Con20110604424182.htm
شایان ذکر است که از چندی پیش عدهای منحرف با هدف تقدسزدایی از معتقدات شیعی، در برخی سایتهای اجتماعی، صفحات فارسی ایجاد نموده و در آنها با بدترین عبارات اقدام به هتک حرمت مقام والای ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ مینمایند.
این صفحات در دو ماه گذشته بر مقام و معارف امامین جوادین ـ علیهما السلام ـ تمرکز کرده و ضمن اهانت به آنان، این صفحات شیطانی را به اشتراک گذاشته و آنها را بشدت تبلیغ مینمایند؛ غافل از اینکه اگر امثال «یزید» و «متوکل» در قرون گذشته و «کسرویها» و «وهابیون» در عصر حاضر توانستند این انوار درخشان را خاموش کنند آنان هم خواهند توانست کاری از پیش ببرند.
ضمن اینکه گروهی از جوانان ارادتمند به امام هادی(ع) و اهلبیت(ع) با ایجاد پایگاهی اینترنتی با عنوان "هتاکین" اقدام به شناسایی و جمعآوری اطلاعات این افراد گمراه زده و در این مشخصات را در معرض دید عموم قرار دادهاند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 1:1  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: گزارش تصویری نشست بحرین ـ تنظیم: ابنا همزمان با ۲۴ ماه می ۲۰۱۱ (۳ خرداد ۱۳۹۰) که مصادف با صدمین روز خیزش مردم مظلوم بحرین بود همایش "۱۰۰ روز مقاومت مظلومانه" به همت خبرگزاری ابنا (وابسته به مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام)، پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی) و انجمن مطالعات سیاسی (وابسته به حوزه علمیه قم) در قم برگزار شد.
+ نوشته شده در جمعه 6 خرداد1390ساعت 1:16  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: گزارش نشست علمی من ـ تنظیم: ابنا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جمعه گذشته سخنرانیای داشتم در "سرای اهل قلم بخش بینالملل نمایشگاه کتاب تهران" با موضوع "آسیبشناسی فرقهگرایی" یا به عبارت مفهومتر دلایل تفرقه در امت اسلام و علل ایجاد فرقهها و نحلهها. شاید در آینده نزدیک متن پیادهشدهی آن را اینجا بیاورم؛ ولی فعلا علیالحساب گزارش خبری این نشست را تحویل بگیرید: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلسله نشستهای "گفتمان فرق و ادیان" که از سوی سرای اهل قلم بخش بینالملل نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در طول برگزاری نمایشگاه برگزار میشد دیروز جمعه 23 اردیبهشت ماه به کار خود پایان داد.
موضوع آخرین نشست که مقارن با نهمین روز برپایی نمایشگاه کتاب برگزار شد "بررسی دلایل ایجاد فرقهگرایی در اسلام" و استاد مدعو آن «حجت الاسلام حسینی عارف» بود که به ریشهیابی و آسیبشناسی تفرقه مسلمانان پرداخت.
وی در ابتدای این نشست، تفرقه مسلمین و ایجاد انشقاق در بین امت واحده اسلامی را قصهای پر غصه خواند و گفت: "پس از زحمات طاقتفرسای پیامبر اکرم(ص) قرار بود که این امت، یکپارچه و متحد در محراب بندگی خدا قرار گیرد و نه تنها پیروان دین اسلام را به سعادت دنیا و آخرت برساند بلکه فرزندان دیگرامتها و پیروان ادیان دیگر را نیز به سوی صلاح دنیوی و اخروی حرکت دهد".
حسینی عارف اضافه کرد: "اما متأسفانه دیدیم که در عمل، همین امت واحده به گروههای متفاوتی منقسم شدند و انشعابات مختلفی به وجود آوردند؛ تا آنجا که برخی از آنها دیگران را تکفیر کردند و دست به کشتار یکدیگر زدند و امروز نیز ما همچنان گرفتار این خشونتهای ناشی از فرقهگرایی هستیم".
این کارشناس علوم اسلامی سپس دلایل ایجاد فرقهها و نحلههای مختلف اسلامی را در سه بخش "دلایل تفرق در قرون اولیه"، دلایل تفرق در دوران معاصر" و "دلایل مشترک تفرق" تقسیمبندی نمود و گفت: "به نظر پژوهشگران ملل و نحل ـ نظیر «شهرستانی» و «ابوزهره» در اهل سنت و «استاد جعفر سبحانی» در بین شیعیان، اختلاف بر سر امامت و خلافت، اولین و مهمترین دلیل تفرقه مسلمانان در صدر اسلام است. بنیهاشم و عدهای از صحابه مهم پیامبر(ص) نظیر "سلمان"، "ابوذر"، "مقداد"، "زبیر" و "سعد بن عباده" قائل به این بودند که امامت هم مانند نبوت نیاز به نص و دستور خداوند دارد و با انتخاب مردم بسامان نمیشود. اما عده دیگری از اصحاب و نیز برخی از انصار رفتاری همانند تبلیغات انتخاباتی در عصر حاضر نشان دادند و با برشمردن خدمات خود تلاش کردند که خلافت را به سوی خود بکشانند".
حسینی "منع کتابت حدیث در زمان خلفا" را دومین علت مهم تفرقه دانست و گفت: "این واقعاً داستان غمانگیزی در تاریخ اسلام است که کسانی پیدا شوند و با بهانههایی واهی و در واقع به انگیزه پنهان نمودن فضایل اهلبیت(ع)، ثبت و ضبط احادیث پیامبر(ص) را ممنوع نمایند. خلیفه اول 500 حدیث را از بین برد و خلیفه دوم هم رسماً بخشنامه کرد که هیچ کس حق ندارد احادیث را بنویسد یا برای مردم نقل نماید. این ممنوعیت تا زمان «عمر بن عبدالعزیز» ادامه داشت در نتیجه آن اولا: احادیث زیادی از بین رفت و ثانیا: میدان برای جاعلان احادیث باز شد".
مدیرمسؤول خبرگزاری اهلبیت(ع) سومین دلیل تفرقه را "تعصب عربی و جاهلی" نامید و توضیح داد: "این تعصب، در زمان پیامبر(ص) مخفی بود. ایشان درباره «جناب سلمان» که یک ایرانی برده بود فرمودند: "سلمان از ما اهلبیت است" و با هویت دادن به سلمان فارسی و بلال حبشی و صهیب رومی، نمونه آرمانی امت واحده را ترسیم کردند. اما تعصبات جاهلی و نژادی با وفات ایشان دوباره برگشت و از زمان خلیفه دوم شدت گرفت".
وی "لجاجت" را دلیل دیگر فرقهگرایی اولیه خواند و گفت: "گروه خوارج که برخی آنان را اولین فرقه سیاسی اسلام دانستهاند بر اساس سوءفهم و لجاجت ایجاد شد. آنان بدون توجه به قرآن ناطق ـ امیرالمؤمنین علی(ع) ـ تحت تأثیر حیله معاویه و قرآنهای بر نیزه رفته قرار گرفتند و با لجاجت خواستند که حکمیت پذیرفته شود. عجیب اینکه همانها پس از حکمیت دوباره اصرار و لجاجت کردند که مولا پیمانشکنی کند و وقتی از این امر ناامید شدند فرقه جدیدی ساختند و حتی به روی امام برحق، شمشیر کشیدند!".
نفوذ اندیشه های رومی و فلسفه یونانی از دیگر عوامل ایجاد فرقههای اسلامی بود که با کشورگشایی مسلمانان و ایجاد نهضت ترجمه در دوران عباسیان آغاز شد.
حجت الاسلام حسینی عارف سپس به عوامل تفرقه در دوران معاصر پرداخت و آنها را به دو گروه عوامل داخلی و خارجی تقسیم کرد.
به گفته وی، توطئههای استکبار و استعمار، نفوذ عرفانهای شرقی و غربی، اندیشههای مدرنیستی و پستمدرنیستی و استعمار نو و جنگ نرم از مهمترین دلایل ایجاد فرقههای مختلف در عصر حاضر است.
مدیر دفتر ارتباطات علمی انجمن مطالعات سیاسی حوزه در این رابطه توضیح داد: "استکبار و استعمار برای رسیدن به اهدافش در بین شیعه و سنی دو فرقه خطرناک ایجاد نمود ؛ «وهابیت» در بین اهلتسنن و «بهائیت» در بین اهلتشیع. دشمنان اسلام در تثبیت این دو فرقه هم موفق شدند و امروز این دو فرقه جعلی، صاحب رهبر، پیرو، دانشمند، تألیفات، کرسی و دانشگاه هستند. استعمار تلاش کرد که این دو فرقه را به قدرت سیاسی و ثروت پایدار نیز برساند. درباره وهابیت موفق شدند و این فرقه در عربستان حاکم شد و با استفاده از این قدرت و ثروت، مسلمانان را به خاک و خون میکشد. برای بهائیت هم تلاش داشتند که مدل عربستان را در ایران پیاده کنند، لذا بهائیها موفق شدند که در ارکان و دستگاههای نظام شاهنشاهی هم نفوذ کنند؛ ولی خوشبختانه به برکت انقلاب اسلامی و زحمات امام راحل(ره)، شهدا و مردم این نقشه استعمارگران به سرانجام نرسید".
حسینی عارف پس از اشاره به "پلورالیسم" به عنوان یک سوغات از اندیشههای مدرنیستی و پستمدرنیستی ، به استعمار نو و جنگ نرم نیز پرداخت و گفت: "همانطور که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند، اگر ما به خواب برویم دشمنان ما به خواب نمیروند. امروز در همین تهران صدها فرقه انحرافی مشغول کار به هستند و جوانان ما را از دین منحرف میکنند".
وی در پایان، به دلیل کمبود وقت، دلایل داخلی ایجاد فرقه و نیز دلایل مشترک را نیز به شکل فهرستوار نام برد و "دوری از آموزههای راسخون علم" یعنی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را شاهکلید تفرقه مسلمانان و ایجاد فرقههای انحرافی دانست.
در پایان این نشست که با استقبال جوانان بازدیدکننده از نمایشگاه کتاب روبرو شد، حجت الاسلام حسینی عارف به سؤالات تعدادی از حاضران به شکل چهره به چهره پاسخ داد.
شایان ذکر است گفتمان فرق و ادیان، هر روز در حاشیه بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب تهران و در "سرای اهل قلم بینالملل" در بخش بازار جهانی کتاب برگزار شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 1:43  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی تاریخی ـ مترجم: خودم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاسخ به یک شبهه تاریخی در سالگرد شهادت مادرم فاطمه زهراء سلام الله علیها ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا خانههای مدینه درب داشتند درآمد :
کسانی که دقت کاملی در تاریخ نداشتهاند ، مدعی شدهاند که منازل مدینه و مکه در زمان صدر اسلام ، اصولا درب چوبی نظیر درهای امروزی نداشت و مردم برای پوشاندن منزل از دید اغیار ، تنها از پرده استفاده می کردند. آنان پس از طرح این ادعا، نتیجه گرفتهاند که: بنابراین، ماجرای سوزاندن در خانه حضرت زهرا (س) و قرار دادن ایشان بین در و دیوار صحیح نیست!!
این شبهه به «دکتر سهیل زکار» نسبت داده میشود ؛ اگر چه مدرک مستندی درباره استناد این شبهه به وی در دست نیست. بهرحال از آنجا که این کلام از سوی برخی دیگر نیز تکرار شده ، لازم است پاسخ داده شود.
آنچه در پی میآید، گوشهای از مستنداتی است که از سوی «علامه سید جعفر مرتضی عاملی» در کتاب مأساة الزهرا (ع) ــ چاپ ۱۹۹۷به وسیلهی دارالسیره بیروت ــ تحقیق شده است :
الف ) مستنداتی درباره درب داشتن خانههای مدینه
1. «ابو فدیک» می گوید : از «محمدبن هلال» درباره مختصات اتاق و حجره عایشه پرسیدم. در ضمن پاسخ گفت: «درب آن به سوی شام بود».
گفتم : «آن درب یک مصراع داشت یا دو مصراع؟» گفت: «یک مصراع» پرسیدم : «از چه جنسی بود؟» پاسخ داد: «یا از چوب عرعر بود یا از درخت ساج» . ( وفاء الوفاء ــ ج۲، ص۴۵۹ و ۴۵۶ و ۵۴۲ )
توضیح: مصراع همان است که در فارسی از آن با عنوان "لنگه" یا "لت" یاد میشود.
۲. از «ابوموسی اشعری» نقل است که به همراه پیامبر بود تا اینکه به "بئر أدیس" وارد شدند . پیامبر (ص) داخل شد و ابوموسی بیرون باقی ماند.
ابوموسی میگوید : «کنار دربی نشستم که جنس آن از جریب نخل بود».
( صحیح مسلم ــ ج۷، ص ۱۱۸و صحیح بخاری ــ ج۲ــ ص ۱۸۷)
۳. ابوذر از پیامبر نقل می کند که فرمود : «اگر کسی از کنار خانهای گذشت که درب آن بسته نبود و پرده نیز داشت و نگاهش به داخل خانه افتاد، گناهی بر او نیست ؛ بلکه مقصر، اهل آن خانهاند ». ( مسند احمد ــ ج۵ ص۱۵۳)
۴. در حدیث ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه ـ علیهما السلام ـ آمده است که پیامبر (ص) به آندو دستور داد که به منزلشان وارد شوند ، سپس بر ایشان دعا کرد، آنگاه برخاست، بیرون رفت و در را با دست مبارکش به روی آنان بست (ثم قام فأغلق علیهما الباب بیده). ( بحار الانوار ـ ج۴ ـ ص۱۲۲و ۱۴۲ و مناقب خوارزمی ص۲۴۳)
۵. از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمود: «هر کس متصدی امری از امور مردم گردد سپس درش را به روی فقیر و مظلوم و صاحب حاجتی ببندد خداوند تبارک و تعالی نیز درهای رحمتش را در زمان فقر و حاجت وی به رویش خواهد بست». ( مسند احمد ـ ج۳ ـ ص ۴۴۱)
۶. «ابو حمید» از پیامبر (ص) نقل میکند که: «او به ما امر کرد که شبها ظروف آب را در گوشهای قرار دهیم و نیز دستور داد که شبهنگام درها را ببندیم». ( صحیح مسلم ـ ج۳ـ ص۱۵۹۳)
۷. از «جابر» و «ابوهریره» نقل است که پیامبر (ص) فرمود: «درب منزلت را ببند و نام خدا را جاری کن، بدرستی که شیطان درب بسته را باز نمیکند ». ( سنن ابی داود ـ ج۲ ـ ص۳۳۹ و مسند احمد ـ ج۳ ـ ص۳۸۶ و سنن ابی ماجه ـ ج۲ ـ ص۱۱۲۹ )
۸. در حدیث اسلام آوردن «مادر ابوهریره» و دعا کردن رسوللله (ص) برای او ، ابوهریره میگوید: « ... پس دوان دوان به سوی او رفتم تا به او مژده دهم که رسول الله برایت دعا کرد . وقتی به خانه رسیدم درب منزل را بسته یافتم و صدای تکان خوردن آب در مشک و نیز صدای پای مادرم را شنیدم ... » . ( مسند احمد ـ ج۲ ـ ص۲۳۰ )
۹. در حدیثی از عائشه است که رسول الله (ص) در شبی از شبها ظن أنها رقدت فانتعل رویدأ و أخذ رداءه رویدا ثم فتح الباب رویدأ ثم خرج و أجافه رویدا.
در تمامی احادیث بالا ، بستن درب با تعابیری مانند " اغلاق الباب" ، "ردّ الباب" و " اجافه الباب" آمده است که همگی به معنی بسته نمودن درب است و برای پرده و نظایر آن به کار نمیرود .
۱۰. در احادیث متعددی ــ از جمله ۲۱ حدیث که علامه جعفر مرتضی در کتاب مذکور آورده است ــ از تعابیر "دق الباب" ، "طرق الباب" ، "ضرب الباب" و "قرع الباب" استفاده شده است که همگی به معنای "در زدن" هستند و درباره دری که پرده داشته باشد به کار نمیروند. زیرا واضح است که پرده ، قابلیت دق الباب ندارد ؛ از جمله : در حدیث رفتن پیامبر به منزل «ابو الهیثم بن التیهان» آمده است : «پس درب خانه را زدیم. زنی گفت : چه کسی در میزند ؟ عمر پاسخ داد : این رسول الله است ...» (کنزالعمال ـ ج۷ ـ ص۱۹۴ )
۱۱. در احادیث متعدد دیگری ـ از جمله ۴۳ حدیثی که نویسندهی کتاب مأساه الزهرا (ع) آنها را مذکور داشته است ــ به تعابیری همچون "الاجابه من وراء الباب" یعنی "پاسخ از آن سوی در" ، "خلف الباب" یعنی "پشت در" ، "حرک الباب" یعنی "حرکت دادن در" ، "وضع الید علی الباب فدفعه" یعنی « هل دادن در با دست و باز کردن آن" ، "فتح الباب" یعنی "باز کردن درب" ، "الباب المقفل" یعنی "درب قفلشده" و "کسر الباب" یعنی "شکستن در" بر میخوریم که هیچیک از این تعابیر با پرده و مانند آن سازگاری ندارد .
۱۲. همانگونه که در تواریخ شیعه و سنی آمده است ، اهل یثرب ( مدینه النبی ) تا پیش از هجرت پیامبر اسلام (ص) گرفتار جنگ داخلی دائمی بودند و اختلافات خونین در میان آنها بیداد میکرد ؛ تا جایی که معروف بود که حتی شبها نیز شمشیر و اسلحه را از خود دور نمیکردند ( اعلام الوری ـ ص۵۵ و بحارالانوار ـ ج۱۹ـ ص ۸ تا ۱۰) . تا اینکه خداوند با بعثت پیامبر (ص) بر آنان منت نهاد و برادری و صلح را برایشان به ارمغان آورد . با در نظر داشتن این امر ، آیا عقلایی است مردمانی که دائما خطر همسایه را احساس میکردند و در حال جنگ و جدال بودند و حتی در هنگام خواب ، نزد خود شمشیر نگه میداشتند ، برای خانههایشان که مال و ناموس خود را در آن حفظ میکردند و شبها در آن میآرمیدند ، درب نگذارند و فقط به آویزان کردن پرده اکتفا کنند؟ خیر؛ این امر هرگز عقلانی نیست.
۱۳. احادیث دیگری نیز وجود دارند که ثابت میکنند نه تنها منازل مدینه درب داشتند بلکه آن دربها ، قفل و کلید نیز داشتند و کلمه "مفتاح" به معنای کلید بارها تکرار شده است ؛ از جمله: از «دکین بن سعید المزنی» نقل است که گفت: نزد پیامبر (ص) رفتیم و از او درخواست طعام کردیم. پس فرمود : «یا عمر! برو و به آنها غذا بده». فارتقی بنا الی علیه ، فأخذ المفتاح من حجزته ، ففتح ...» (سنن ابی داود ـ ج۴ ـ ص۳۶۱ و مسند احمد ـ ج۴ ـ ص۱۷۴ ) حین کلّم علی (ع) طلحه فی امر عثمان ، انصرف علی (ع) الی بیت المال ، فأمر بفتحه ، فلم یجدوا المفتاح ، فکسر الباب ، و فرق ما فیه علی الناس ، فانصرفوا من عند طلحه حتی بقی وحده ، فسر عثمان بذالک . ( تاریخ طبری ـ ج۴ ـ ص۴۳۱ )
۱۴. دستهی دیگری از روایات نیز وجود دارد که بوضوح حاکی از وجود دربهایی با جنس چوب هستند ؛ احادیثی که از "شق الباب" به معنای "شکاف بین دربهایی که از چوب ساخته میشود" سخن میگویند. مسلم است که پرده ، دارای شق و شکاف نیست بلکه درهایی که از "تخته" یا "سعف نخل" ساخته میشدند ، ممکن بود خلل و شکافی بین آنها به وجود بیاید ؛ از جمله : از عائشه نقل است که: «هنگامی که خبر شهادت جعفر بن ابیطالب و عبدالله بن رواحه را آوردند ؛ پیامبر بر زمین نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمایان شد ، و من از شکاف در "شق الباب" او را می نگریستم ...» . ( کنزالعمال ـ ج۱۵ـ ص۷۳۲).
نیز امام صادق (ع) از امیر المؤمنین علی (ع) نقل فرموده است که : ... روزی رسول الله (ص) در حجره یکی از زنانش نشسته بود و یک مدرات (نوعی شانه از جنس چوب یا فلز) در دست داشت. در این هنگام مردی از شکاف در "شق الباب" به داخل نگریست. پیامبر فرمود: « اگر نزدیک تو بودم ، با این مدراه چشمت را در میآوردم» . (قرب الاسناد ـ ص۱۸ و من لایحضره الفقیه ـ ج ۴ ـ ص ۷۴)
ب ) مستنداتی درباره درب داشتن خانههای مکه
گرچه شاید با ذکر دهها سند بالا ، دیگر نیازی به مستندات زیر نباشد اما برای اطلاعات بیشتر کاربران عزیز سایت خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام (ابنا) به روایاتی که ثابت کننده وجود درب در ساختمان خانههای مکه نیز میگردد اشارهای مختصر میکنیم:
۱. هنگامی که قریش ، تصمیم به قتل پیامبر (ص) گرفتند، جناب ابوطالب به فرزندش علی (ع) گفت: «پسرم ! نزد عمویت " ابولهب" برو و درب خانهاش را بزن. اگر در را باز کرد داخل شو و اگر باز نکرد درب را بشکن و داخل شو و به او بگو : "پدرم برایت پیغام داد: مردی که عمویش زنده است ذلیل نمیشود " ». پس علی (ع) رفت و درب خانه ابولهب را بسته دید. فرمود در را باز کنید ولی تقاضایش را اجابت نکردند ، پس به در هجوم برد و آن را شکست و داخل شد ( کافی ـ ج۸ ـ ص۲۷۶ و ۲۷۷)
۲. از «ام هانی» دختر ابوطالب نقل است که: «لما کان یوم فتح مکه أجرت رجلین من أحمائی ، فادخلتهما بیتا و اغلقت علیهما بابا» (مسند احمد ـ ج۶ـ ص۳۴۳)
۳. این حدیث پیامبر (ص) نیز بسیار معروف است که پس از ورود سپاهیان اسلام به مکه در جریان فتح این شهر فرمود: «من دخل دار ابیسفیان فهو آمن ، و من اغلق [ علیه] بابه فهو آمن» یعنی «هر کس به خانه ابوسفیان داخل شود امان دارد ، و هر کس داخل خانهاش شود و درب را به رویش ببندد نیز در امان است» . ( سنن ابی داود ـ ج۲ـ ص۱۶۲ و مسند احمد ج۲ـ ص۲۹۲ و وسائل الشیعه ـ ج۱۵ـ ص۲۷ و تهذیب الاحکام ـ ج۴ ـ ص۱۱۶ و صحیح مسلم ( انتشارات داراحیاء التراث العربی ) ـ ج۳ ـ ص۱۴۰۸ و کافی ج۵ ـ ص ۱۲ و بحارالانوار ـ ج ۷۵ـ ص ۱۶۹ و ...)
خاتمه :
لازم به ذکر است که مکه به دلیل حرم امن بودن ، شرایط امنیتی بسیار بهتری نسبت به مدینه داشت و خوف جنگ داخلی و خونریزی در آن نمیرفت . با اینهمه ، مطابق احادیث متعددی که «علامه سید جعفر مرتضی» در کتاب مأساه الزهراء تقل کرده است ــ و ما تنها به ذکر سه مورد آنها قناعت کردیم ــ حتی خانههای مکه نیز درب داشتند ؛ چه رسد به منازل مدینه.
+ نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 1:42  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ همایش علمی "بررسی تحولات اخیر خاورمیانه و بیداری اسلامی" در قالب نشست علمی و میزگرد تخصصی در قم برگزار میشود. این همایش با همکاری "پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی دفتر تبلیغات اسلامی"، "خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا" و "انجمن مطالعات سیاسی حوزه علمیه قم" برگزار خواهد گردید.
برنامههای این همایش به شرح زیر است: 1. نشست علمی موضوع: شناسایی بازیگران در خیزشهای اخیر خاورمیانه سخنران: دکتر سید محمدکاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه 2. میزگرد علمی موضوع: تحولات خاورمیانه؛ سناریوهای محتمل و مواضع ایران با حضور: حجت الاسلام والمسلمین مصطفی زمانی (رایزن سابق ایران در مصر و معاون بین الملل حوزه علمیه قم)، دکتر سید محمدکاظم سجادپور (استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه)، دکتر محمد ستوده (استاد روابط بین الملل دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام)، دکتر عبدالوهاب فراتی (مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی). زمان: چهارشنبه 31/1/1390 ـ ساعت 9:30 الی 11:30 . مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، طبقه چهارم، سالن همایشها.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 23:58  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
|