|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس دوازدهم ـ مقایسه شرایط اقتصادی کشورهای انقلابی فرانسه: از اوایل قرن هجدهم، نشانه های وخامت اوضاع اقتصادی در فرانسه آشکار گردید. کسر بودجه دولت از پنجاه سال قبل از انقلاب دچار افزایش شد و قرض های داخلی و خارجی سیر صعودی داشت. جامعه فرانسه در طول قرن هجدهم به طور کلی از سه طبقه روحانیون، نجبا و طبقه سوم تشکیل شده بود. طبقه سوم از چند گروه و صنف تشکیل شده بود و عده ای با تولیدات صنعتی و خدمات اداری در دولت، از نظر مالی رشد کرده بودند ولی همچنان از قدرت سیاسی محروم بودند. کارمندان، کارگران، فروشندگان جزء، کشاورزان و... که اکثریت طبقه سوم را تشکیل می دادند در محرومیت مطلق به سر می بردند. این شرایط وخیم از یک سو و زمستان سخت 1789 به همراه عبور از مرحله فئودالیته به سرمایهداری از سوی دیگر، باعث شد که زمینههای لازم برای یک انقلاب مردمی در فرانسه آماده شود. روسیه: جنگ 1905 با ژاپن، رکود اقتصادی، بیکاری کارگران، گرسنگی، نداشتن زمین کشاورزی، درآمد پایین، قحطی و خشکسالی در آغاز قرن بیستم باعث شد که عده زیادی از دهقانان، کارشان را ترک کرده رهسپار شهرها شوند. با آغاز جنگ جهانی اول، همه منابع کشور در اختیار جنگ قرار گرفت و مواد غذایی در شهر ها جیره بندی شد. مشکلات حمل و نقل، سوء مدیریت سیاسی، نابسامانی در تهیه و توزیع کالاها، بحران نان و سوخت، افزایش شدید تورم، کاهش درآمدها، افزایش مالیاتهای جنگی و... زمینه های لازم برای اعتصاب و شورش کارگران و دهقانان و نظامیان را فراهم کرد. چین: بعد از جنگ تریاک و آغاز هجوم سیل آسای بیگانگان به آن کشور، سیستم اقتصاد سنتی آن کشور فرو پاشید ولی سیستم صنعتی جدیدی هم جایگزین آن نشد. شکست چین از ژاپن در 1895، واگذاری چند بندر مهم اقتصادی و تجاری به ژاپن، پرداخت غرامت، دادن امتیاز به کشورهای اروپایی، پیروزی ناسیونالیستها، جنگهای داخلی و... اقتصاد پرجمعیت ترین کشور جهان را به نابودی کامل کشاند. الجزایر: اوضاع اقتصادی الجزایر از 1830 تا اواسط قرن بیستم با نوساناتی مداوم همراه بود. دو عامل استعمار و جنگهای پی در پی داخلی ضربههای هولناکی به اقتصاد این کشور وارد کرد. از 1851 تا 1920 این کشور دستخوش قحطی، گرسنگی و بیماری شد و دو میلیون نفر از نیروی مولد این کشور به فرانسه مهاجرت کردند. دو جنگ جهانی و شرکت مستقیم فرانسه در آنها، این کشور را تضعیف کرد و با سقوط ارزش فرانک، تجارت خارجی آن ساقط شد. این امر نیز به بحران الجزایر اضافه کرد و به انقلابیون الجزایر، فرصت مناسبی برای قیام داد. ایران: شرایط در ایران، متفاوت بود. این کشور نه تنها مانند 4 کشور مذکور، وخامت اقتصادی نداشت بلکه به علت افزایش ناگهانی و سریع قیمت نفت، تواناییهای اقتصادی رژیم شاه به سرعت افزایش یافته بود. همه شاخصه های اقتصادی نظیر درآمد سالیانه دولت، رشد اقتصادی، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه افزایش یافته بود و به چند برابر رسیده بود. از این رو کارشناسان سیاسی و اقتصادی، هیچ حادثه غیرمترقبه ای را پیش بینی نمی کردند و حتی کارتر در سفر به ایران، آن را "جزیره ثبات منطقه" خواند. شاه در طی این سالها نه تنها مالیات را افزایش نداد بلکه مقدار زیادی از مالیات های صنایع و حقوق کارمندان دولت را کاهش داد و مالیات نظامیان به طور کلی بخشوده شده بود. با ورود کالاهای لوکس و مصرفی با یارانه، مردم فکر میکردند در رفاه هستند و چنین وضعی میتوانست مانع تحولات اجتماعی و سیاسی شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 1:16  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: تحلیل امنیتی ـ سیاسی آنچه میخوانید تحليلي بر وقايع و اتفاقات چند سال گذشته در باره ترور تعدادي از روحانيون و فعالان كُرد در استان كردستان است: در پي اقدامات تروريستي که در چند روز گذشته بروز کرده، پروندههاي متعدد و چندين گروه عملياتي ويژه از نيروهاي ناجا، اطلاعات و ديگر نهادهاي امنيتي و نظامي تشکيل شده و با به کارگيري قضات ويژه، در حال پيگيري و بررسي اتفاقات اخير بوده و مسؤولان ارشد استان و کشور هم در حال پيگيري هستند. اما درباره ماهیت تروريستها و انگيزه اين افراد براي این اقدامات، گمانهزنیهای متعددی صورت گرفته است. برخی این ترورها را به گروهکهاي مسلح تجزيهطلب و برخی دیگر به گروهکهاي تندرو سلفي نسبت میدهند. آنچه مسلم است اینکه تعدادی از افراد ترور شده ـ که اکثراً به شهادت رسیدند ـ از چهرههای معروف و سرشناس استان و از پايبندان و مدافعان سرسخت نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و اقدامات و فعاليتهاي بسيار مثبتي براي نظام و انقلاب و مردم انجام دادهاند و یا قاضي پروندهاي متعدد امنيتي بوده و پروندههاي مواد مخدر، گروهکهاي مسلحانه و اقدامات تجزيه طلبانه را رسيدگي ميکردهاند. ناظران سیاسی و امنیتی، معتقدند که ریشه حوادث خونین اخیر کردستان را باید در اقدامات پنج گروه زیر جستجو کرد: 1. اپوزیسیون کرد "كومله زحمتكشان كردستان ايران" و "حزب دموکرات" نام دو گروهك تروریستی ملحد و جنایتکار است که سالهاست دست مزدورانش به خون مردم شیعه و سنی منطقه آلوده است. اخیراً اعضای گروهک کومله ملاقاتهاي پيدرپي و مستمری با حكومت كردستان عراق ـ بالاخص دستگاه زانياري كردستان عراق ـ داشتهاند. همچنین آنچه واضح است اینکه افرادي كه در كردستان ترور شده و به شهادت رسيدهاند با گروهك كومله و اهداف تروريستي آن مخالفت مینمودند. در نتیجه، گروهك كومله از آب گلآلود ماهي گرفته و افرادی را که در 5 سال گذشته ترور کرده است، با ارائه گزارشهای كذب و خلاف واقع، مخالف سر سخت حكومت خودمختار كردستان عراق معرفي كرده است. 2. حکومت کردستان عراق برخي معتقدند که اتفاقات عراق، بيارتباط با ترورهاي صورت گرفته در كردستان نيست. فراز و نشيبهايي كه در عراق به وجود آمد، سقوط صدام، تشكيل دولت جدید و فشار بر گروهكهاي ضدانقلاب از سوي این دولت، گروهكهاي ضدانقلاب از جمله "كومله" و "دموكرات" را بر آن داشت كه ارتباط تنگاتنگي را با حكومت كردستان عراق ایجاد کنند تا مبادا در آينده حكومت كردستان عراق کاری برای استرداد و تحويل آنها انجام دهند. بنابراین، "دستگاه زانياري كردستان عراق" هم با بهرهگيري از تعدادي تروريست مشهور كومله، در قبال دريافت پول و مصونيت از تحويل و استرداد اين گروهك به جمهوري اسلامي، اقدام به برنامهريزي اين ترورها كرده است. «حاج ماموستا ملامصطفي شيرزادي» امام جمعه مريوان هم در تاریخ 6/6/1388 به دستگاه زانياري كردستان عراق و جلال طالباني حمله كرد كه با بكارگيري عناصر كومله زحمتكشان نسبت به ترور فرزندش اقدام کرده است. وی ملاقات با قاتلين پسرش در زندان (كه دستگير شدهاند) را سند سخنان خود اعلام کرد. 3. القاعده و وهابیت از سوی دیگر رئیس كل دادگستری استان كردستان، احتمال دخالت برخی گروههای وابسته به اندیشه وهابیت را نیز به متهمان ترورهای كردستان اضافه کرد. «علی اكبر گروسی» با اشاره به سفر روز پنجشنبه هیئت امنیتی وزارت كشور به استان كردستان برای بررسی رخدادهای تروریستی این استان گفت: "ما آماده همكاری با این هیئت هستیم و هیچ مشكلی هم در این خصوص وجود ندارد و هر گونه اطلاعات، اخبار، نواقص در پیگیریها و نیاز به دستورات جدید را در اختیار این هیئت خواهیم گذاشت. پیگیریها هنوز در حد همان چند روز قبل است و در واقع هنوز هیچ شخص یا گروهی هم مسؤولیت ترورهای اخیر را برعهده نگرفته است. ". وی درباره عاملان این حوادث گفت: " احتمالات در خصوص عملیات تروریستی اخیر در كردستان فراوان است ؛ كه از جمله آنها میتوان به انتساب این ترورها به كوملهها و نیروهای سلفی اشاره كرد. عوامل اطلاعاتی استان در حال پیگیری این موارد هستند". وی خاطر نشان كرد: "باید دقیقتر پیش رفت و بعد اخبار و اطلاعات دقیقتری در اختیار مردم بگذاریم و ما تلاش میكنیم تا هر چند زودتر به نتیجه برسیم چراكه افكارعمومی استان كردستان و كشور این نتیجه را مطالبه میكنند". در مقابل این نظر، برخی معتقدند که متهم کردن گروههای سلفی، وهابی و وابسته به القاعده، توطئهی دیگری از اعضای گروهك کومله است که در پی "رد گم کردن" هستند. استدلال این گروه این است که افراد ترورشده، از اهلسنت بوده، و نیز نسبت به مسایل داخلي عراق كلاملاً بيتفاوت بوده و انگیزهای برای تروریستهای سلفی ایجاد نکردهاند. آنان اما نسبت به گروهك كومله و اهداف تروريستي آن، موضع مخالف داشتهاند. 4. سرویسهای جاسوسی بیگانه در همین حال، منابع خبري از گسترش فعاليت هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي در كردستان عراق خبر ميدهند. بنا بر این گزارش، سازمان جاسوسي صهیونیستها (موساد) به تازگي ضمن گسترش فعاليتهاي جاسوسي در اين منطقه، صدها نفر را از كردستان عراق به سرزمين هاي اشغالي در فلسطين منتقل كرده تا به آنها آموزش هاي نظامي، تروريستي و جاسوسي لازم را در برخي مراكز نظامي بدهد. برخي مقامات محلي براي تجزيه اين منطقه و اعلام كشور مستقل كرد كه با تل آويو و واشنگتن رابطه و همكاري نزديكي داشته باشد تلاش ميكنند تا جايي كه رژيم صهيونيستي نزديك منطقه اربيل، فرودگاهي را احداث كرده است. همچنین رژيم صهيونيستي با كمك كادر امنيتي خود يك مركز جاسوسي و اطلاعاتي در منطقه كردستان عراق تشكيل داده است. 5. گروههای بینام و نشان در سال 1386 بیانیهای با عنوان "با سكولاريسم و دموكراسي به پيش" در مريوان پخش شد که مملو از اهانت به دين، مقدسات ديني و جمهوری اسلامی بود. در این بیانیه، همه گروهها، جريانها و حركتهاي ديني اهل سنّت در كردستان و حتي برخي اشخاصی که دارای وجههي ديني بودند ـ با گرایشهای مختلف ـ تهديد به ترور و قتل شدند. این گروه بینام و نشان و ضد دین، ادعا کرده است که در سه سال اخير افرادي نظیر «ملا اسعد شكري» و «ملا مجيد نژماري» را به قتل رسانده و افراد زیر را نیز در لیست سیاه ترور قرار داده است: 1. روحانیون علاقمند به نظام. 2. معلمين رسمي مدارس كه مروج افكار كهنهپرستانهي مذهبي(!) به فرزندان ملت باشند. 3. جماعت مكتب قرآن احمد مفتيزاده. 4. جماعت رزگاري صوفي شيخ عثمان. 5. جماعت القاعده به رهبري محمد علوي، ملا حسين قيطراني و ... 6. جماعت اخوان المسلمين به رهبري عبدالرحمن پيراني و ابراهيم مردوخي. 7. جماعت دراويش كسنزاني، قادريه و طالباني. 8. حزب وهابيهاي سلفي به رهبري هورامي، مهرساز و ... این گروه، موفقیت در انجام عمليات تروریستی قبل را به جامعهي باصطلاح روشنفكري وترقيخواه كُرد تبريك گفته و به گروههای مختلف اسلامی هشدار داد که از آنچه مردمفريبي و مانعتراشي در برابر آزادي واقعي ملّت كرد خوانده است دست بردارند وگرنه به بلاهايی بدتر گرفتار خواهند شد! آنها همچنین مسؤولیت قتل «ماموستا ملا محمد عارف كردستاني» و ترور نافرجام «ملامحمد علوي» و «ملا حسين قيطراني بوكاني» را بر عهده گرفته و در جايي ديگر از بيانيه ادعا كردهاند كه هسته گروهکشان را در "كردستان عراق" و در دانشگاههاي "سليمانيه" و "ههولير" بنا نهاده و در دانشگاه تهران نيز پايگاه دارند! برخی کارشناسان منطقه معتقدند که این بیانیه، اعلام آدرس عوضي برای فريب مردم و مسؤولان است. بخصوص آنکه این گروه، خود را مدعي تبعيت از سكولاريسم و دمكراسي معرفی میکنند ؛ اما عملاً دست به قتل و كشتار انسانهاي دلسوز و بيدفاع میزنند. همچنین گروهی که خود را "پیشمرگان کردستان" نام نهاده است نیز مسؤولیت چند ترور اخیر را بر عهده گرفته است. گفته میشود این گروه، یک باند وابسته به گروهک کومله است. این گروهک در پاسخ به "لبیک مردم کردستان به دستور مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد و یکپارچکی" در صدد بر آمده اند که با ترور روحانیون اهل سنت باعث آشوب و تفرقه در منطقه شوند. نام هموطنان کرد که در 5 سال گذشته ترور شدهاند: 1. انور اشکاوند (کشته شد). 2. طیب کشوردوست (کشته شد). 3. رئوف برتنی (کشته شد). 4. حسین ربوسه (کشته شد). 5. داریوش چاپاری (کشته شد). 6. جلال بارنامه (کشته شد). 7. صالح شریفی (کشته شد). 8. ماموستا محمد عارف کردستانی، عضو حركت مكتب قرآن كردستان (کشته شد). 9. هوشیار مردوخی (کشته شد). 10. سعدي شيرزادي، فرزند امام جمعه مریوان. (کشته شد). 11. عبدالكريم كهنهپوشي (کشته شد). 12. اسعد انجمنهای (کشته شد). 13. هادي شيرزادي (کشته شد). 14. شهید سعدی، بهداشتيار روستاي دري از توابع شهرستان مريوان (کشته شد). 15. ماموستا ملا برهان عالي، امام جمعه موقت سنندج (کشته شد). 16. شهید ماموستا ملا محمد شیخالاسلام، نماینده کردستان در مجلس خبرگان رهبری. 17. ملا حسين قيطراني، از روحانیون نزدیک به اندیشههای سلفی (جان سالم به در برد). 18. ملا محمد علوي، در بوكان (جان سالم به در برد). 19. قاضي مهدي کاميابي، مسؤول پروندههای امنیتی سنندج (جان سالم به در برد). 20. قاضي حسن داوطلب، داديار دادسرای عمومی سنندج (جان سالم به در برد). نتیجه با توجه به آنچه گذشت، مردم مسلمان استان كردستان ايران تصور میکنند که حكومت كردستان عراق، اكنون به مأمن، پناهگاه و آموزشگاه تروريستها براي كشتن مردم بيدفاع كرد ساير مناطق كردنشين تبديل شده است؛ در حالی که به نظر نمیرسد دولتمردان این حكومت كردستان، به چنين وضعي راضي باشند. انتظار این است که مسؤولین این حکومت با اتخاذ مواضع صريح و روشن، خود را از اين جنايات هولناك مبرا نموده و با تلاش برای دستگیری عوامل این حوادث، گام مثبتی برای ایجاد آرامش در منطقه بردارند. ضمن اینکه لازم است مراقب ارتباطات خود با کشورها و سرویسهای بیگانه باشند. همچنین، آمر و عامل این ترورها ـ هر کدام از 5 گروه بالا که باشند ـ بر نهادهاي بينالمللي و داعيهداران حقوق بشر بینالمللی است که با استفاده از نفوذ خود بر روی این عوامل، این ترورها را متوقف نمايند.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 12:2  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس یازدهم ـ معرفی اجمالی انقلابهای بزرگ 1. انقلاب 1789 فرانسه: در طول قرن هفته و هجده میلادی، حکومت استبدادی بر کشور فرانسه حاکم بود و حرف پادشاه، قانون بود. ولخرجی ها، عیاشی ها، جنگ ها و مالیات ها شرایط مردم را سخت و طاقتفرسا نموده بود. در 1786 هنگامی که حکومت نتوانست حقوق کارمندان و نظامیان را پرداخت کند وزیر مالیه فرانسه پیشنهاد کرد مجمعی از نجبای کشور تشکیل شود تا راه حلی برای اوضاع وخیم اقتصادی پیدا کند. مجمع نجبا نیز پیشنهاد کردند که یک مجمع قانونگذاری با شرکت همه گروههای مردم به نام «مجمع طبقات عامه» تشکیل شود. با تشکیل این مجمع، برای نخستین بار طبقه سوم که اکثریت مردم را تشکیل میداد توانست صدای خود را به وسیله نمایندگانش به گوش مقامات برساند. این نمایندگان وقتی با مشکلاتی از سوی دربار و نمایندگان دو طبقه اشراف و روحانیون روبه رو شدند طی اجلاسیهای جداگانه نام مجمع را به «مجلس مؤسسان ملی» تغییر داده، سوگند یاد کردند تا تدوین یک قانون اساسی در فرانسه به کار خود ادامه دهند. این اولین گام مبارزه در راه تحقق انقلاب کبیر فرانسه بود. در سال 1789 فشارهای شدید اقتصادی از یک سو و زمستان سخت و طاقت فرسا از سوی دیگر، مردم را در مضیقه کامل قرار داد. این موضوع در شهر پاریس به مراتب بدتر بود. لذا مردم پایتخت به خیابانها ریخته، دست به شورش و انقلاب زدند و با تهیه سلاح گرم، کنترل پاریس را در اختیار گرفتند. سپس به سوی "زندان باستیل" که مظهر حکومت استبدادی بود حمله ور شده و آنجا را تصرف کردند. سرانجام «لوئی چهاردهم» پادشاه فرانسه تسلیم شد و حکومت مطلقه استبدادی تبدیل به مشروطه سلطنتی گردید. طی تحولات انقلابی که در چهار سال بعد رخ داد، سرانجام سلطنت سقوط کرد، لوئی شانزدهم اعدام شد و در فرانسه، جمهوری اعلام گردید. 2. انقلاب 1917 روسیه: در زمان سلطه خاندان رومانف ـ یا همان «تزارها» ـ بر روسیه، مردم این کشور از هر نوع آزادی اجتماعی و سیاسی محروم بودند و دهقانان که حدود 85 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدادند در بدترین موقعیت اقتصادی و اجتماعی قرار داشتند. استبداد تزار، نارضایتی دهقانان، رشد سریع طبقه کارگر، شکستهای روسیه در جنگ با ژاپن و آلمان، رشد اندیشه های روشنفکری و رسوخ تفکرات مارکسیستی، همه دست به دست هم داد و زمینههای انقلاب اکتبر 1917 را فراهم کرد. اولین گام پیروزی این انقلاب، کشته و زندانی شدن تعدادی از تظاهرکنندگان بلشویک بود که به استعفای تزار و تشکیل دولت موقت و ایجاد شورای کارگران انجامید. این دولت نتوانست خواسته های مردم و دهقانان ـ که از سوی بلشویکها تحریک میشدند ـ را برآورده سازد و سرانجام با شورش عمومی و سقوط دولت، کارخانهها تصرف شد و قدرت سیاسی به دست بلشویکها افتاد و اتحاد جماهیر شوروی تأسیس گردید. 3. انقلاب 1949 چین: شکت چین از انگلستان در جنگ تریاک و نفوذ بیگانگان در این کشور، عواقب شدید سیاسی و اجتماعی برای مردم آن داشت؛ از جمله نابودی سیستم اقتصاد کشاورزی خودکفا، توسعه شهری، وجود ده میلیون معتاد، فروپاشی جوامع روستایی، سرازیری کالاهای خارجی و نابودی صنایع و محصولات داخلی. عوامل مذکور از یک سو و فساد در دربار «خاندان منچو»، شکست در جنگ با ژاپن، استقلال شبه جزیره کره و شورشهای مردمی، منجر به انقلاب بورژوایی ملی در سال 1911 و سرنگونی امپراتوری پنج هزار ساله چین شد. حکومت جمهوری ملی که پس از این انقلاب روی کار آمد نتوانست بر مشکلات اقتصادی و بینظمیهای سیاسی فائق آید لذا زمینه برای فعالیت سیاسی گروه های کمونیست فراهم گردید. در سال 1921 حزب کمونیست چین با الهام از پیروزی انقلاب کمونیستی رویسه تأسیس شد. این حزب، با حزب حاکم «کومین دانگ» متحد گردید. پس از اختلافاتی که سال های بعد بروز کرد، کمونیستها از حزب ملی اخراج شدند. «مائو» سپاهی از پارتیزان ها به نام ارتش سرخ تشکیل داد و با تکیه بر ملی گرایان برای مقابله با تجاوز ژاپن یک بار دیگر دست به اتحاد موقت زدند، اما در سال 1946 یک بار دیگر جنگ داخلی بین طرفین درگرفت. سرانجام نیروهای کمونیست در اول اکتبر 1947 شهرهای پکن و نانکن را تصرف نموده و جمهوری خلق چین را تشکیل دادند. 4. انقلاب 1962 الجزایر: کشور مسلمان الجزایر در سال 1830 از سوی ارتش فرانسه اشغال شد. در دوران 132 ساله اشغال این کشور، مبارزه خونین ملت علیه سلطه فرانسویان ادامه داشت و در این فرایند، بیش از یک میلیون نفر از مردم الجزایر جان خود را از دست دادند. این کشور پس از مبارزه طولانی، سرانجام در ژوئیه 1962 استقلال و آزادی خود را مجدداً به دست آورد. «فرحت عباس» یکی از انقلابیون به عنوان رئیس جمهور و «بن بلا» به عنوان نخست وزیر برگزیده شدند. در سال 1965 «سرهنگ بومدین» کودتا کرد و تا 1978 قدرت را در دست داشت. انقلاب الجزایر یکی از مهمترین انقلابهای قرن اخیر است که با بیشترین تلفات انسانی توانست استعمارگران فرانسوی را از یک کشور مسلمان اخراج کرده، باعث شور و هیجان بیشتر مسلمانان جهان ـ بویژه کشورهای مسلمان شمال آفریقا ـ علیه سایر قدرتهای بیگانه و استعمارگر شود.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 11:53  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس دهم ـ آفات انقلاب اسلامی 1. نفوذ فرصتطلبها: هر نهضتی مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می کند سنگینی و سختی روی دوش افراد فداکار است؛ اما همین که نشانه های پیروزی آشکار گشت، سر و کله افراد فرصت طلب پیدا می شود. فرصتطلبها دو نوع هستند: الف) گروهی که فقط به دنبال جاه طلبی و کسب موقعیت هستند. ب) گروهی که عقیدهای متضاد با انقلابیون دارند. نفوذ ایگونه افراد در صدر اسلام، در نهضت مشروطه، در نهضت ملی شدن صنعت نفت و درانقلاب اسلامی رخ داد؛ اما رهبری امام خمینی (ره) تا حد زیادی از این رخنه و نفوذ جلوگیری کرد. 2. روی آوردن به ضد ارزشها: راحت طلبی، فساد اخلاق، رشوه خواری و... ارزش های مسلطی هستند که با سقوط یک رژیم سیاسی، به سرعت از بین نمی روند. هر قدر زمان مبارزه برای پیروزی انقلاب کمتر باشد حضور ارزش های قبل در جامعه بیشتر نمودار است. 3. تحجّر و مقدسنمایی: متحجران و مقدس نماها معمولاً آلت دست استعمار قرار گرفته و مانع ترقی امت اسلامی شدهاند. امام خمینی (ره) درباره این گروه فرموده است: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است و آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است». 4. خستگی نیروهای انقلابی: سست شدن مردم از ادامه راه انقلاب یکی از آفات مهم انقلاب است که ممکن است به دلایل متعددی ـ از جمله رفاهطلبی یا برخورد با مشکلات ادامه راه ـ حاصل شود. بازگشت از معنویت نیز از مواردی است که موجب خستگی نیروهای انقلابی و متلاشی شدن انقلاب میگردد.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 11:32  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس نهم ـ دستاوردهای انقلاب اسلامی 1. دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی الف – سیاست داخلی: 1. حاکمیت اسلام بر پایه ولایت فقیه: هدف اصلی ادیان، رشد و تکامل بشر بر مبنای توحید بوده است. در مقابل، قدرت های استکباری، نغمه «جدایی دین از سیاست» را مطرح کردند. انقلاب اسلامی، بر این عقیده خط بطلان کشید. 2. سرنگونی استبداد 25000 ساله در ایران: امام (ره) در اولین پیام خود پس از پیروزی انقلاب فرمود: «من به این پیروزی که برای ملت ایران پیدا شده است تبریک می گویم. یک شاهنشاهی ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ایران با مشت و همتی بزرگ و ایمانی راسخ سرنگون کردید...». 3. ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی های مردم: در همان سال های اول انقلاب، انتخابات نظام جمهوری اسلامی، انتخابات قانون اساسی، انتخابات خبرگان، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس برگزار شد؛ امری که در تمام انقلاب های دنیا بی سابقه بود. 4. کسب استقلال و آزادی: علت اصلی بدبختی مسلمانان، سرسپردگی و وابستگی آنهاست. این ملت با انقلاب خود، قیدهای بندگی را پاره کرد و استقلال سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و فکری خود را به دست آورد. ب – سیاست خارجی: 1. اصل نه شرقی نه غربی: زمانی که جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و شاه نیز به عنوان یکی از مهره های اصلی آمریکا در خاورمیانه، سیاستهای تجاوزگرانه غرب را پیاده می کرد. انقلاب اسلامی در چنین موقعیت حساسی با شعار نه شرقی نه غربی، نظام سلطه در جهان را در هم شکست و استقلال خود را حفظ کرد. 2. تحقیر آمریکا: در طول نیم قرن گذشته هیچ حادثه ای به اندازه انقلاب اسلامی نتوانست به حیثیت بین المللی آمریکا ضربه وارد کند. 2. دستاوردهای فرهنگی انقلای اسلامی الف – نفی مظاهر فرهنگی غرب و مقابله با تهاجم فرهنگی: سلطه فرهنگی، یکی از شگردهای استعمار نو برای غارت منابع کشورهای جهان سوم است؛ لذا پس از انقلاب اسلامی، احیای فرهنگ اسلامی و ارزشها، مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر صلاح صدا و سیما، روزنامه ها، مجلات، سینما، تئاتر و دیگر وسایل هنری، مبارزه با شرکتهای چند ملیتی نیز از جمله مظاهر مقابله با تهاجم فرهنگی غرب بود. یکی دیگر از دستاوردهای فرهنگی انقلاب، مشخص شدن جایگاه واقعی زن مسلمان در خانه و جامعه بود. ب – عمومی شدن آموزش و ارتقای سطح علمی جامعه: در نظام جمهوری اسلامی، بخصوص پس از پایان جنگ، نهضت مدرسه سازی، نهضت سوادآموزی و رشد شتابنده ازدیاد دانشجویان، موجب رشد فرهنگی مردم و آموزش نیروهای متخصص و مورد نیاز کشور گردید. 3. دستاورهای اقتصادی انقلاب اسلامی بازسازی اقتصاد تکمحصولی: اقتصاد در رژیم پهلوی، مبتنی بر فروش بی دریغ نفت و زائده ای در نظام سرمایه داری جهانی بود. انقلاب اسلامی از همان روزهای اول، روح برابری و نفی استثمار را در پیکر نیمه جان اقتصاد کشور دمید و – با وجود جنگ تحمیلی – سازندگی اعجاب آوری ایجاد کرد. 4. دستاوردهای نظامی انقلاب اسلامی الف – دفاع قهرمانانه در مقابل حملات رژیم بعث: با وجود توطئه های جهانی و همدستی بلوک های شرق و غرب برای ساقط نمودن انقلاب مردم ایران، در طول تاریخ کشورمان این اولین جنگی بود که بر ما تحمیل شد ولی در پایان آن، متجاوز با همه پشتوانهای که داشت نتوانست به ذرهای از اهداف خود دست یابد. ب – تشکیل سپاه و بسیج: یکی از افتخارات انقلاب اسلامی، تشکیل سپاه و بسیج به فرمان امام (ره) است. در سایه فداکاری های این دو نهاد بود که درخت انقلاب تنومند شد و مردم انقلابی از گزند ضد انقلاب و دشمن، مصون ماندند. ج – خودکفایی نظامی: در حال حاضر بیشتر جنگ افزارهایی که در ارتش و سپاه به کار گرفته می شدو ساخت کارخانجات داخل است. علاوه براین، در حال حاضر تعمیر و نگهداری و مدرنیزه کردن سلاح های جنگی و آموزش افراد، در درون کشور و به دست فرماندهان و متخصصان ارتش و سپاه و بسیج صورت می پذیرد. 5. دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی الف – تجدید حیات اسلام در جهان: علیرغم گذشت بیش از 150 سال از برنامه ریزی مدرن و همه جانبه غرب علیه اسلام، امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به وجود آمده است که به موجب آن اسلام در آفریقا، آسیا و حتی در قلب اروپا حیات جدیدی را بازیافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی برده اند. ب – پیشبینی فروپاشی شوروی سابق: در حالی که هیچیک از تحلیلگران سیاسی دنیا، فروپاشی ابرقدرت را پیشبینی نمیکردند امام خمینی (ره) با شناختی که از قدرت اسلام داشت این پیشبینی دقیق را نمود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 17:59  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس هشتم ـ اهداف انقلاب اسلامی ماهیت انقلاب ایران «اسلامی» بود؛ لذا اهداف آن نیز در همین چارچوب قرار داشت. 1. احیای اسلام: الف – اجرای قوانین اسلام در ایران: اسلام زدایی و جایگزینی فرهنگ باستانی، شاهنشاهی و غربی، یکی از اهداف مهم رژیم سابق بود. به همین دلیل، اولین و مهمترین هدف انقلاب هم احیای مجدد اسلام و اجرای قوانین مجدد آن در ایران بود و مردم و امام (ره) بر آن تأکید می کردند. ب – تلاش در جهت برقراری حکومت جهانی اسلام: امام (ره) در سخنرانی ها و پیام های خود با صراحت و مکرر می فرمود که ما موظفیم اسلام را به دنیا معرفی کنیم و این کار را با صدور انقلاب اسلامی مان انجام خواهیم داد. 2. احیای عدالت اجتماعی یکی از اهداف پیامبران (ص) احیای عدالت در میان مردم و مبارزه با ستمگران و احقاق حق مظلومان بوده است. طبیعی است که انقلاب اسلامی ایران نیز این هدف مقدس را دنبال کند. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز برای تحقق بخشیدن به عدالت اجتماعی، دولت را موظف نموده که همه امکانات خود را برای رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه افراد به کار بندد. 3. استقلال و آزادی استقلال حالت کشوری را گویند که زمامداران آن به هیچ وجه تابع زمامداران دیگر کشورها نباشند. آزادی نیز عبارتست از حقی که به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی های طبیعی و خدادادی خود را به کار اندازند. 4. تعلیم، تربیت و تزکیه انسانها تعلیم و تزکیه، از هدفهای بلند بعثت پیامبر (ص) بود (سوره جمعه، آیه 2). نظام جمهوری اسلامی نیز این هدفها را دنبال می کند. امام (ره) تمام گرفتاری های کشور را ناشی از جهالت مردم می دانست و می فرمود: «تمام گرفتاریهایی که ما در طول این مدت تاریخ داشتیم بهرهبرداری از جهالت مردم بود. جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و بر خلاف مصالح خودشان تجهیز کردند. اگر علم داشتند علم جهت دار داشتند ممکن نبود که منحرفین بتوانند آنها را به یک جهتی که برخلاف این مسیری است که مسیر خود ملت است تجهیز کنند». جمهوری اسلامی همچنین موظف است شرایط را برای رشد معنویت و فضایل اخلاقی جامعه، مهیا کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 17:0  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس هفتم ـ ارکان انقلاب اسلامی اگر چه سیاستهای نادرست رژیم پهلوی در مورد ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، در فروپاشی آن رژیم نقش مؤثری داشت ولی کافی برای وقوع انقلاب نبود. بلکه عوامل سه گانه زیر به پیروزی بزرگترین انقلاب مردمی جهان منجر شد: 1. اسلام: تبیین جدید از اسلام و مذهب تشیع، که دربردارنده عظیم ترین مفاهیم انقلابی بودند هدایت موج جدید ایرانیان را بر عهده گرفت. "عدم جدایی دین از سیاست"، "حرام اعلام کردن تقیه" و "طرح حکومت اسلامی" موجب شد که روحیه انقلابی دین اسلام بازخوانی گردد، مردم را به حرکت درآورد. 2. رهبری: فعالیت های سیاسی و اجتماعی امام (ره) در دو مقطع بررسی میشود: اول ـ قبل از سال 1341: در این مقطع امام (ره) ضمن انتقاد به حکومت، بیشتر به درس توجه داشت و شاگردانی را تربیت می کرد که بعدها سازمان دهندگان انقلاب اسلامی شدند. دوم ـ بعد از سال 1341: از این مقطع، امام (ره) با قرار گرفتن در مقام مرجعیت شیعه، رهبری مستقیم انقلاب را بر عهده گرفت و آن را به پیروزی رساند. ویژگی های رهبری امام خمینی (ره): الف) قیام برای خدا: امام (ره) خود را در تمامی مراحل نهضت به خدا سپرده بود و فقط به انجام وظیفه و اداء تکلیف الهی می اندیشید. ب) عشق به مردم: امام (ره) براستی به تمامی اقشار مردم عشق می ورزید و پس از انقلاب نیز تمامی رویدادها را با آنان درمیان می گذاشت. وی در سطح مردم مستضعف زندگی می کرد و مردم را پشتوانه خود و انقلاب می دانست. پ) شناخت اسلام در همه ابعاد: شناخت کامل و دقیق امام (ره) از همه ابعاد اسلام، موجب شد که در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... نظریات و فتاوای پویا و تحول بخش صادر کند. ت) شناخت دشمن و آشتیناپذیری در برابر آن: نپذیرفتن نمایندگان شاه در سال 42 و برگرداندن نمایندگان کارتر در سال 56 و ریگان در سال 67 نمونه هایی از این آشتی ناپذیری است. ث) پایبندی به اصل نه شرقی نه غربی: امام (ره) نه تنها برای رویارویی با رژیم شاه به هیچ ابرقدرتی نزدیک نشد بلکه حتی در مبارزه علیه آمریکا نیز در برابر قدرت شرق کوتاه نیامد. 3. مردم: تاریخ نهضتهای اسلامی ثابت نموده است که هرگاه مردم وارد مبارزه شده اند آن انقلاب پیروز شده و هرگاه همراهی نکرده اند به شکت انجامید (حتی درباره پیامبر (ص) و علی (ع)). بدون شک مهم ترین وجه تمایز انقلاب اسلامی نسبت به انقلابهای دیگر، حضور گسترده و همه جانبه مردم بود که با حضور مردم در دیگر انقلابها و کشورها فرق اساسی داشت. پیروزی انقلابهای بزرگ جهان نتیجه شرکت گروهی از مردم – مثل کارگران، دهقانان، بورژواها یا روشنفکران – بود؛ در صورتی که پیروزی انقلاب اسلامی نتیجه اتحاد و تمامی اقشار جامعه اعم از کارگران، کشاورزان، روحانیان، دانشجویان، دانش آموزان، فرهنگیان، کارمندان، اصناف و... از پیر و جوان و زن و مرد بود. «فوکو» نظریه پرداز معروف فرانسوی می نویسد: من شخصاً فکر می کردم که اراده جمعی، مانند خدا یا روح، هرگز به چشم دیده نمی شود... ولی ما در تهران، در تمام ایران، اراده جمعی ملتی را دیدیم که هر روز دیده نمی شود. این اراده جمعی که در تئوری های ما همیشه کلی است در ایران در یک عینیت مطلقاً روشن و معین، ثابت مانده است. پس از انقلاب نیز همین مردم با حضور در انتخابات متعدد پایه های نظام اسلامی را محکم کردند و با تشکیل سپاه، کمیته، جهاد، دادگاههای انقلاب و... با تهدیدها مقابله کردند.
+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 0:7  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس ششم ـ نقاط عطف انقلاب اسلامی ۱. شهادت فرزند امام (ره) آغاز مرحله جدید نهضت اسلامی: رژیم شاه با همدستی رژیم عراق، در اول آبان 1356 «حاج سید مصطفی خمینی» فرزند بزرگ امام را به شهادت رساندند. اما جنایت رژیم پهلوی نتیجه عکس داد و امام نه تنها میدان را خالی نکرد بلکه آن را از الطاف خفیه الهی برشمرد. شهادت وی، زمینه مناسبی برای گسترش و تبیین اندیشه های امام (ره) شد و گویندگان و سخنرانان در مراسم بزرگداشت او بی پروا نام امام (ره) را برده و از مقام علمی، سیاسی، اهداف و انگیزه های ایشان تجلیل کردند. ۲. قیام 19 دی قم: دی 17 دی 1356 مقاله ای تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» در روزنامه اطلاعات چاپ شد که در آن به بهانه سالروز کشف حجاب جملات جسارت آمیزی به روحانیت و شخص امام (ره) به عنوان مخالفان ترقی و پیشرفت نوشته شد. انتشار این مقاله، موجب تظاهرات و قیام مردم قم در 19 دی و کشتار آنان شد. ۳. قیام 29 بهمن تبریز: در چهلم شهدای قم، هزاران نفر از مردم تبریز که قصد داشتند در مجلس ختم شرکت کنند با درهای بسته مسجد روبرو شدند. این مسأله موجب بروز تظاهرات و درگیری بین مردم ونیروهای رژیم شد وعده ای از تظاهرکنندگان شهید و مجروح شدند. این مسأله مردم را عصبانی کرد و آنان به سینماها، مشروب فروشی ها و بانکها حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند. 29 بهمن 1356، جنبش اسلامی را وارد مرحله جدیدی کرد. ۴. اربعینهای پی در پی و تداوم نهضت: در آغاز سال 1357 و به مناسبت چهلمین روز شهدای تبریز، شهرهای یزد، کرمان، شیراز، اصفهان، جهرم و اهواز به قیام پیوستند و با راهپیمایی ها و ازدحام، به رژیم شاه حمله کردند. ابعاد نهضت اسلامی در طول چند ماه با اربعین های گوناگون گسترش یافت و به صورت یکی از رویدادهای جهانی درآمد. ۵. عید فطر 57 و شتاب انقلاب: با آغاز ماه رمضان و تشکیل مجالس گوناگون، انقلاب اسلامی شتاب بیشتری گرفت. رژیم هم سعی می کرد از طریق فشار، حکومت نظامی و ایجاد هرج و مرج، تظاهرات مردم را سرکوب کند. این اعمال نتیجه عکس داد بطوری که در عید فطر 1357 دریایی ازانسانها پس از نماز عید به خیابانها ریختند و خواستار برپایی حکومت اسلامی شدند. ۶. 17 شهریور 57: در فاصله تظاهرات میلیونی عید فطر و 17 شهریور، مردم هر روزه به خیابانها ریخته و خواستار الغای نظام شاهنشاهی و ایجاد حکومت اسلامی می شدند. روز 17 شهریور نیز مانند روزهای قبل، قرار بر راهپیمایی و تظاهرات بود. شاه ضمن اعلام حکومت نظامی در تهران و چند شهر دیگر، تصمیم به کشتار وسیع مردم گرفت. کشتار بیرحمانه این روز، جهان را تکان داد. نمایش پنجاه دقیقه ای فیلم این حادثه آنقدر وحشتناک بود که بسیاری از مردم اروپا و آمریکا را در بهت فرو برد. امام (ره) در سه اعلامیه پیاپی، از مردم تجلیل و شاه را تقبیح کرد. شاه از این فاجعه قصد داشت 15 خرداد را تکرار کند اما این آرزو هرگز تحقق نیافت. ۷. هجرت امام (ره) به پاریس: با اوج گیری انقلاب، شاه به همکاری آمریکا، عراق را متقاعد کرد که برای سرکوب نهضت با ایران همکاری کند. رژیم بعث عراق کوشید سکوت را به امام تحمیل کند لذا منزل ایشان را محاصره کردند و از وی خواستند از مصاحبه، سخنرانی و صدور اعلامیه خودداری کند؛ اما امام (ره) این قیدها را نپذیرفت. بالاخره امام تصمیم به هجرت گرفت و به سمت کویت رفت. ممانعت کویت و حرکت امام (ره) به سوی فرانسه نقطه عطفی در تاریخ معاصر است. امام (ره) توانست با استفاده از فضای اروپا و وسایل ارتباط جمعی دنیا، صدای انقلاب مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و توطئه های دشمنان را خنثی سازد. ۸. ماه پیروزی خون بر شمشیر: پس از هجرت امام (ره)، چند حادثه مهم – مانند آتش زدن مسجد جامع کرمان، سیزده آبان تهران و حمله به صحن امام رضا (ع) – رخ داد که هر کدام نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی بودند؛ اما آنچه بیش از هم کاخ ستمشاهی را به لرزه درآورد مبارزات ماه محرم بود. مردم ایران از شب اول محرم به پشت بام ها رفته و با ندای تکبیر مبارزه را به شکلی جدید شروع کردند. شورانگیزترین تظاهرات علیه رژیم نیز در روزهای تاسوعا و عاشورا به وقوع پیوست و همزمان در سراسر ایران، خروشی علیه شاه به راه افتاد. به دنبال تظاهرات میلیونی در این دو روز، اعتصابات پی در پی وزارت خانه ها، مطبوعات، فرهنگیان، کارخانجات و بخصوص اعتصاب شرکت نفت، امید خاندان پهلوی برای بقا را به یأس تبدیل نمود. به طوریکه شاه با تشکیل "شورای سلطنت" و معرفی دولت بختیار در 26 دی 1357 از کشور خارج شد. ۹. ورود امام (ره) به ایران و پیروزی انقلاب اسلامی: امام خمینی (ره) سرانجام در 12 بهمن 1357 به ایران بازگشت و در میان استقبال بی سابقه 33 کیلومتری موضع صریح خود در غیر قانونی بودن دولت شاهنشاهی را اعلام کرد. سپس دولت موقت را به مردم معرفی نمود و حکومت نظامی دولت شاهنشاهی که در 21 بهمن اعلام گردیده بود را نیز خنثی کرد. با خنثی شدن این توطئه و پیوستن بدنه ارتش به انقلاب، توطئه کودتا نیز شکست خورد. با سنگربندی خیابان ها توسط مردم و محاصره مقر فرماندهان ارتش و نخست وزیری، در روز 22 بهمن 1357 انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و نظام 2500 ساله شاهنشاهی فرو ریخت.
+ نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 18:29  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درسهای چهارم و پنجم ـ زمینههای پیدایش انقلاب اسلامی در رابطه با زمینههای پیدایش انقلاب اسلامی دو دیدگاه وجود دارد: 1. دیدگاه دور: زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی در طول تاریخ شیعه وجود دارد. 2. دیدگاه نزدیک: زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی حوادث بعد از سالهای 1340 است. دیدگاه دوم هر چند علل دور را نادیده نمی گیرد ولی زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی را مرهون یک سری علل نزدیک که بیشتر در اواخر دهه 1330 و اوایل دهه 1340 اتفاق می افتاد می داند. این دیدگاه مورد تأیید امام راحل (ره) نیز هست چرا که ایشان نیز شروع انقلاب اسلامی را سال 1341 می دانستند (صحیفه نور، ج21، ص 74) زمینهها : 1. اقدامات شاه پس از درگذشت آیت الله بروجردی، آیت الله کاشانی: آیت الله بروجردی در فروردین و آیت الله کاشانی در اسفند سال 1340، به زعم دولتمردان رژیم وقت موجب تضعیف روحانیت و باعث خوشحالی آنان گردید. برداشته شدن این موانع، موجب گشت که شاه زمینه های ایجاد مراکز خلاف شؤونات اسلامی – نظیر سینما و مشروب فروشی – در قم را آغاز کند تا این شهر را از صورت پایگاه روحانی و دینی خارج سازد. 2. غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی: در مهر 1341 دولت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی – که دراصلهای 91 و 92 متمم قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود – را به شکلی جدید در دولت «اسد ا... علم» تصویب کرد. طبق این تصویبنامه قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده بود و در مراسم سوگند، به جای قرآن "کتاب آسمانی" آورده شده بود. هدف از این کار، اسلام زدایی از کشور و قانون اساسی و سپردن پست های حساس به دست عوامل بیگانه یا اقلیت های مذهبی – و حتی پیروان ادیان دروغین نظیر بهائیت – بود. با اقدامات امام (ره) علمای طراز اول قم به شاه و علم تلگراف زده و مخالفت خود را اعلام نمودند و بالاخره پس از یک ماه و نیم کش و قوس، در 10 آذر 1341 روزنامه ها نوشتند که دولت تصویب نامه 14/7/1341 را اجراء نخواهد کرد. یک ماه بعد دولت سعی کرد به بهانه 17 دی (روز کشف حجاب) زنان کارمند و دختران دانش آموز را به خیابان بکشاند و قدرت خود را به روحانیت و مردم مسلمان نشان دهد ولی با تصمیم امام (ره) که اگر این روز جشن گرفته شود، به مناسبت فاجعه مسجد گوهرشاد عزای ملی اعلام خواهد کرد رژیم از تصمیم خود منصرف شد که این نیز پیروزی دیگری برای امام (ره) و مردم بود. 3. اصلاحات آمریکایی شاه و رفراندوم 6 بهمن 1341: شاه در 19 دی 1341 اصلاحات مورد نظر آمریکا را تحت عنوان "انقلاب سفید" با اصول شش گانه: القای رژیم ارباب و رعیتی (اصلاحات ارضی)، ملی کردن جنگلها، فروش سهام کاخانجات دولتی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش را به رفراندوم گذاشت. امام (ره) در مقابل این رفداندوم مقاومت کرد و اعلام داشت: «این رفداندوم اجباری، مقدمه ای برای از بین بردن موارد مربوط به مذهب است...» شاه، روحانیت را ارتجاع سیاه نامید و در 6 بهمن رفداندوم خود را به اجراء گذاشت. علامای قم نیز با صدور بیانیهای ـ معروف به "اطلاعیه 9 امضائی" ـ به ادعاهای رژیم از جنبههای گوناگون حقوقی و شرعی پاسخ داد. شاه دو بار عکس العمل نشان داد و امام نیز نوروز 1342 را عزا اعلام کرد. 4. فاجعه مدرسه فیضیه: در روز دوم فروردین 1342 – مصادف با شهادت امام صادق (ع) – که مجلس عزا در مدرسه فیضیه قم برقرار بود مأمورانی که برای اختلال در مجلس به قم آمده بودند با مردم درگیر شدند. نیروهای رژیم پس از به جا گذاشتن تعدادی کشته و مجروح، لباس و کتاب طلاب را به آتش کشیده و محل را ترک نمودند. در پی این حادثه امام (ره) اعلامیه "شاه دوستی یعنی غارتگری" را انتشار و فتوا دادند: «اصول اسلام در خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب». 5. محرم 42 و سخنرانی امام (ره) در روز عاشورا: با نزدیک شدن محرم، رویارویی بین امام (ره) و شاه حتمی بود. لذا دستگاه امنیتی شاه، پیش از ماه محرم وعاظ را احضار نمود و آنان را ملزم کرد علیه شاه و اسرائیل سخن نگوئید و نگویند اسلام در خطر است. امام (ره) در نطق معروف و آتشین خود در روز عاشورا نسبت به همسویی شاه واسرائیل هشدار داد و با تحقیر شاه و پدرش، ترسی که همواره بین توده های مردم از شاه و دستگاه امنیتی او وجود داشت از بین برد. 6. قیام پانزده خرداد و پیامدهای آن: شاه پس از این سخنرانی دستور دستگیری امام (ره) را صادر کرد. انعکاس خبر دستگیری امام باعث تعطیل شدن بازار و دانشگاه ها و تظاهرات شد. در روز 15 خرداد، عده زیادی از کشاورزان ورامین، کن، جماران و دیگر مناطق اطراف تهران به سوی تهران حرکت کردند. همزمان با تهران، قم و شیراز نیز صحنه قیام و شورش علیه حکومت بود. رژیم سخت به وحشت افتاد و تصمیم گرفت و به هر طریق ممکن و با هر تعداد کشته، اوضاع را به حال عادی برگرداند. اگر چه در این کشتار بیرحمانه، عده زیادی از مردم مسلمان به شهادت رسیدند اما روح نیرومند امام (ره) مردم را متأثر ساخت و بذر اصلی انقلاب پاشیده شد. سرانجام بر اثر فشار مردم و اعلامیه های مختلف مراجع و علما، رژیم شاه پس از ده ماه، در فروردین 1343 امام (ره) را از زندان آزاد نمود. 7. کاپیتالاسیون و آغاز مرحله جدید مبارزه: کاپیتالاسیون عبارت است از: «نظام قضاوت کنسولی و برخی تضمین ها، امتیازات و مصونیت های قضایی که به موجب تصمیمات یک جانبه به اتباع و دولتهای بیگانه داده می شود و بر طبق آن، رسیدگی به جرایم اتباع بیگانه از حدود صلاحیت مقامات قضایی محلی خارج بوده، آنها تحت تابعیت و صلاحیت مقامات دولت متبوع خود قرار دارند.» تا جنگ جهانی اول، کاپیتالاسیون در بسیاری از کشورها برقرار بود اما پس از جنگ و با بیداری و اعتراض ملتها، این حق تنها در تعداد معدودی کشورهای ضعیف پابرجا ماند. آمریکا در سالهای دهه 1340 حدود چهل هزار تبعه در ایران داشت در صدد تحمیل این نظام بر ایران برآمد و آن را در مجلسین به تصویب رساند! امام (ره) در چهارم آبان 1343 سخنرانی معروف خود را ایراد کرد و گفت: «ملت ایران را از سگهای آمریکایی پستتر کردند». پس از آن هم اطلاعیهای صادر نمود و نوشت: «ملل اسلام از اجانب عموماً و از آمریکا خصوصاً متنفر است و تحریم کاپیتالاسیون را اعلام کرد.» 8. تبعید و مبارزه در خارج: اقدامات پی در پی و قاطع امام (ره) سبب گردید که رژیم طبق برنامه ای حساب شده، با زیر پا گذاشتن قانون اساسی، موازین بین المللی و بدون حاکم، ایشان را در 13 آبان 1343 به ترکیه تبعید کند. پس از 11 ماه تبعید در ترکیه، رژیم شاه امام (ره) را به نجف منتقل کرد. هدف از این کار این بود که: اولاً) به مردم و علماء بقبولاند که ایشان در تبعید نیست. ثانیاً) با توجه به جوّ علمی نجف نتواند مسایل سیاسی را مطرح کند و ثالثاً) در بین علمای بزرگ و مشهور این حوزه علمیه، هضم و گم شود. امام اقدامات امام (ره) – هچون تدریس "ولایت فقیه" و صدور اعلامیه و نوار – باعث شد که هیچیک از این اهداف به دست نیاید. 9. ویژگیهای مبارزه امام (ره) علیه رژیم شاه: الف) مبتنی بودن بر مکتب اسلام. ب) پیوند دین با سیاست. ج) متوجه کردن همه فساد ها و خیانتها و کشتارها به "شخص شاه" و دربار. د) مخالفت با تمامی قدرتهای بزرگ خارجی؛ مخوصاً آمریکا. ه) مخاطب قرار دادن مستقیم توده های مردم با استفاده از روحانیون. و) مبارزه از موضع فقاهت و مرجعیت.
+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 1:25  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
نوع مطلب: علمی - تلخیص: خودم درس سوم ـ انقلاب از دیدگاه اسلام در مقابل نظریههایی که گذشت، دیدگاهی وجود دارد که معتقد است وقوع جنگها و انقلابهای آرمانی در طول تاریخ، دلالت بر عدم انحصار دلایل انقلاب در "عوامل مادی" دارد. بینش اسلام درباره انقلاب را باید در موارد ذیل جستجو کرد: 1. ضرورت تشکل حکومت اسلامی: دلایل قرآنی، روایی و تاریخی فراوانی بر این امر دلالت می کنند؛ تا آنجا که امام خمینی (ره) مینویسد: «هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد منکر ضرورت اجرای احکام اسلامی شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است». 2. ویژگیهای حکومت اسلامی: حکومت اسلامی دارای ویژگیهایی است که آن را از سایر حکومتها متمایز میکند؛ مانند: الف) امتزاج عنصر دین با سیاست ب) حکومت خدا بر مردم ج) استنباط احکام: یعنی دراسلام به جای تقنین و تشریع، استنباط و استخراج قانون داریم؛ قوانین لازم را خداوند وضع کرده است. د) کرامت و حریت انسان: مکتب سیاسی اسلام برخلاف سایر مکاتب که به حقارت، تعدد و تبعیض نژادها اعتقاد دارند به شرافت و کرامت انسان معتقد است و او را خلیفه الهی میداند. هـ) قبول سازمان دولت: اسلام، فلسفه وجودی دولت را نیاز جامعه به مدیریت اجتماعی و سیاسی می داند؛ بنابراین با مکتبهایی که معتقدند تاریخ را بشر ساخته فرق میکند. 3. اختیارات و وظایف حاکم اسلامی: رهبری جامعه اسلامی مسئوول اجرایی قوانین و پیاده کردن اسلام است. بنابراین تمامی وظایف یک حکومت مثل حفظ مرزها، جمع آوری مالیات، قضاوت و دادرسی، اجرای مجزات، تربیت افراد جامعه و... به عده اوست. 4. ویژگیهای حاکم اسلامی: "عقل"، "تدبیر" و "قدرت" در دیگر حکومتها نیز جزء خصوصیات حاکم است. ولی دو شرط "علم به قانون" و "عدالت" و چند شرط عمومی دیگر، از شرایط منحصر به فرد حاکم اسلامی است. 5. نقش مردم در حکومت اسلامی: بدون کمک مردم حکومت اسلامی تشکیل نمی شود؛ به همین جهت اسلام همه افراد جامعه را مسئوول شناخته است و فرد غیر مسئوول در جامعه و حکومت اسلامی وجود ندارد. بنابراین: انقلاب اسلامی به دلیل ویژگیها، ماهیت، هدف، انگیزه، ابزار، مشخصات، رهبری، محتوا و مردم، انقلابی منحصر به فرد است که تمام الگوهای سنتی راجع به انقلاب را در هم شکسته و شیوههای سنتی تجزیه و تحلیل انقلابهای دیگر در تفسیر آن کارآیی ندارد.
+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 1:16  توسط سید علیرضا حسینی عارف
|
|